تبلیغات
از دل تا قلم - طنز تلخ
" با قلم دلگویه ها را تصویر میکنم "

طنز تلخ

نویسنده :بانو
تاریخ:جمعه 27 دی 1387-12:41 ب.ظ

چقدر بده وقتی میبینی یه مدت به هردلیلی که نیستی دیگه خیلیا هم نیستن !

چقدر بده که همیشه من باید واسه پرسیدن احوال یه دوست به سراغش برم , بهش اس ام اس بدم ،

بهش زنگ بزنم یا ..... !

چقدر دلگیرانست که هیچوقت ....

ولش کن !

نیومدم که غر بزنم !

اومدم كه بگم هستم ! همین !

اومدم كه بگم وقتی حال و حوصله هست خیلیم خوبه كه توی دوستیها پیشقدم باشی ولی فكر نمیكنین

این همیشه اول بودن توی یه رابطه ی دوطرفه بی معنیه ؟! اینجوری شاید بجای رابطه ی دوطرفه باید اسمشو

گذاشت یه پاسكاری یه نفره!!!!

دیگه خسته شدم ازینهمه پاسكاریهای یه طرفه ی یه نفره !

دیگه خسته شدم از دوستایی كه فقط وقتی دلشون پره ، بغض دارن ، غصه دارن یا به مشكلی برخوردن

یادم میفتن و درنهایت فقط ازم كمك میخوان !

آره منم این شعارای آرمان طلبانه رو خوب بلدم ! اصلا خیلی وقته به مراجعام همه ی اینارو با یه لحن محكم و

صورت خندون تحویل میدم ! اینكه كمك كردن خیلی خوبه ! چی میشه همیشه كمك كننده باشی ! برو خدارو

شكر كن كه همچین قدرتی بهت داده ! خب چه ایرادی داره همیشه تو حال دوستت رو بپرسی ؟!

عزیزم زندگیا خیلی سخت شده ! خب دوستات سرشون خیلی شلوغه ! ازصبح تاشب یادرس میخونن یا

سركارن یا مشغول خونه داری ! .. ای بابا اینجوری باشی میگن متوقعی ! نباید ازكسی انتظار داشته باشی

ووووو هزارو یك حرف وشعار قشنگ دیگه ! ولی حالا خودمونیم ! بذارین یه اعترافی بكنم ..

آدمیزاد یه موجودیه كه نیازمند محبت وتوجهه ! آدمیزاد هرچقدرم كه بگه نه اما بازم ازونایی كه دوستشون داره

اونایی كه توی دفتر زندگیش های لایت شدن ، انتظار داره ! توجه ومحبت نبینه ناراحت میشه ! هرچقدرم كه

قوی باشه اما یه جایی حتی شده توی خلوت خودش غصش میگیره !

و من امروز اومدم كه بگم هیچوقت قبول نداشتم كه مشغله ی زیاد دلیل موجه فراموش كردن دوستا و عزیزاست

گرچه خیلی وقتا به اونایی كه دلشون شكسته بوده ومحتاج همدردی بودن برای دلداری خلافشو گفتم !

امروز اومدم بگم كه میخوام یه خودكار قرمز پررنگ بردارم و اسم خیلیارو از ادلیست قلبم خط بزنم !

اینبار میخوام توی این مورد خیلی سخت گیرانه هم عمل كنم !

خیالتون راحت ! به هیچكدومشون هیچ دینی هم ندارم ! در حق همشون بزرگترین محبت رو كردم : هرگز توی

تلخیها وشیرینیهای زندگیشون تنهاشون نگذاشتم ! هرساعت شبانه روز باآغوش باز پذیرای نگرانیها و دغدغه ها

و بغضها واشكهاشون بودم ! من فكر نمیكنم توی دوستی باارزشتر و بزرگترازین معنی داشته باشه ! خوشحالم

كه لااقل پیش وجدان خودم راحتم ! اگه اسمم رو گذاشتم دوست ، كوتاهی نكردم !

باهمه ی این حرفا حتی بعد خط زدنشون از قلبم بازم آرزوم اینه كه همیشه اینقدر خوب وخوش باشن و اینقدر

اوضاع بروفق مرادشون باشه كه اصلا یاد من نیفتن ! به خدا قسم كه این خواسته ی قلبیمه !

اینروزا حس میكنم  نیاز عجیبی به تغییر وتنوع دارم ! شاید این خودكار قرمز و این درددلا هم بی ربط به احوالاتم

نباشه ! خیلی دلم میخواد خیلی چیزا توی زندگیم عوض شه ! یه تغییر دكوراسیون اساسی !

...........................................................................................................................

* یادتونه بچه بودیم یه گل برمیداشتیم با گلبرگاش فال میگرفتیم ؟! پرپرش میكردیم تا ببینیم بالاخره آره یا نه؟!

یادش بخیر ! من بدجوری هوس اون بعدالظهرهای پرازخنده رو كردم !

* مژده جون ممنون ! واقعا خوشحالم كردی عزیزم !

* بچه ها من بخاطر افتادن گوشیم از كوه و شكستنش تاریخ تولدایی رو كه داشتم ازدست دادم و البته شماره

بعضیاتونو ! میشه لطفا تاریخ تولد و شماره هاتونو دوباره برام بنویسین ! لطفا همه با پیام خصوصی !

* ضمنا بهتره تاكید كنم كه این پست گرچه مخاطب عام وخاص داره اما گله ای از دوستان صرفا مجازی نیست

كه قطعا هیچ توقع وانتظاری ازین دوستای نازنین ندارم ! این پست رو توی شرایطی كه دلم خیلی پر بود نوشتم

و البته كه واسه دلگرفتگیم دلیل خوبیم داشتم .. بنابراین خواهش میكنم دوستای عزیز این دنیای مجازی به

خودشون نگیرن !

* آرزو جونم معلومه كه تو همیشه عزیزدل من بودی وخواهی بود ! بازم با كامنتت یك دنیا خوشحالم كردی

* منبعد بازم جواب كامنتها رو توی كامنت دونی خواهم داد ! آره حرفای من وشما توی كامنت دونی !

..........................................................................................................................

ز دوری تو نمردم !

از سخت جانی نیست !

مرا امید وصال تو زنده میدارد !




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
گوشماهی
دوشنبه 30 دی 1387 02:40 ق.ظ
من خیلی وقته این خط قرمز رو کشیدم ثمین...
نوشین مامان هستی
یکشنبه 29 دی 1387 09:43 ب.ظ
سلام عزیزم
انشالا همیشه دلت شاد و لبت خندان باشه
massi
یکشنبه 29 دی 1387 02:58 ب.ظ
salam azizam khoobi? khoda ro shokr ke hasti movafagh bashi
قله نشین
یکشنبه 29 دی 1387 01:25 ب.ظ
راستی من شنبه انشالله مشهدم دلم میخواد ببینمت خانوم دکتر
اگه قابل باشیم و افتخار اشنایی بدین
الان دارم مرخصی مو پر میکنم
دعا کن رئیس که امروز از دستم حسابی عصبانی هم بوده رضایت بده
قربوووووووووونت
بووووووووووس
بای
قله نشین
یکشنبه 29 دی 1387 01:20 ب.ظ
یاد قدیما که با هم چت میکردیم بخیر
الانم من دلم میخواد که با هم باشیم
این تویی که کامنت منو اینجوری جواب دادی که سرم شلوغه
منم نخواستم مزاحم بشم
گله تو از هر کی که هست من سهم خودم رو دارم جواب میدم
منم وضعی مثل تو دارم
اتقاقا از همونجایی که نمیخوای ضربه بخوری ضربه میخوری
همون دوستی که ازش انتظار نداری
بگذریم
بهت زنگ میزنم
نه به خاطر اینکه اروومم کنی
چون داغووووووونم اساسی
بهت زنگ نمیزنم که سنگ صبورم باشی چون ........
بگذریم
دلم تنگ شده بود
اینترنت هم امروز کاملا وصل وصل
هوس کردم احوال بپرسم
ضمنا از اینکه کامنت نمیذاری اف لاین نمیذاری کمی دلخورم
من همیشه وب رو میخونم اگه کامنت نمیذارم به همین دلیل هست که اینترنت اونقدی وصل نیست که کامنت بذارم
قله نشین
یکشنبه 29 دی 1387 01:17 ب.ظ
سلام
خانومی
من شماره همراهم عوض شده
چون سیم کارتم سوخته
تو هم قرار بود که شماره همراهتو به من بگی
منم هنوزقراره بهت تلفن کنم
اگه اجازه بدی و اشکالی نداشته باشه
میخوام از اداره بهت زنگ بزنم
شایدم از خونه
در اولین فرصت وبهترین فرصت
نه دلم گرفته که بخوام درد دل کنم نه غصه دارم نه ..........
هویجوری
یه دینی به گردنمه که باید ادا کنم
نه فکر کنی به خاطر این پستت هست نه
من مدتنهاست اینترنت ندارم
امروزم که از اول وصل بوده من کلی کار داشتم
قصه زندگی من داره کش میاد
نمیدونم جاهای خوب هم داره یا نه
نمیدونم سرازیری هم داره یا نه
اما هست
دیگه حتی از اینکه از خدا بپرسم چرا هم خسته شدم
فقط ادامه میدم خودش هر وقت بخواد جواب میده
zahra
یکشنبه 29 دی 1387 12:00 ب.ظ
سلام ثمین عزیزم .... واقعا خیلی تلخه چنین دوستی هایی ... منم گاهی این مدل رفتارا اذیتم میکنه روزها گوشیم زنگ نمیخوره و اس ام اسی هم نیست و یهو وقتی به چند نفر اس ام اس میدم تک زنگ!میزنن .... حداقل اینکه ادم خودش و وجدانش راحته ..اما دل میرنجه از این مدل دوستها ....
گنجیشك
یکشنبه 29 دی 1387 11:51 ق.ظ
این خیلی مهمه كه حس كنی دینی به كسی نداری. نمی‎‌دونم چرا من به اینجا نمی‌رسیدم. یعنی هی برا هر كی هر كار هم می‌كردم می‌گفتم "دیگه تموم"، باز دفعه‌ی بعد می‌گفتم بذار این آخرین بار رو هم انجام بدم كه دیگه خیال خودم راحت باشه و از این به بعد زبونم به روش دراز باشه. كم‌كم فهمیدم اینجوری دارم خودم رو گول می‌زنم فقط و به دیگران هم فرصت سوءاستفاده می‌دم. یه مدته یاد گرفته‌م مجبور نیستم به همه جواب پس بدم. هی خودم لااقل خودم رو تحت فشار نمی‌ذارم!
راستی، من با گل فال نمی‌گرفتم ولی این گل وحشی زردها بود، وقتی راه می‌رفتم اینا رو پرپر می‌كردم و می‌ریختم دنبال خودم كه اگه یكی فهمید من شاهزاده‌م و منو دردید بتونن ردم رو از رو گلبرگ‌ها بگیرن و پیدام كنن!! :P
sonia
شنبه 28 دی 1387 11:06 ب.ظ
salaaaaaaaaaaaam Samin khaaaaaanoom khoobi khoshgelam??Samin chera mano to hich vaght shanse chat nadarim akhe
aslan adelane nist
motmaen bash vaghti oon webe rah biofte to jozve avalinai ke addressesho migiri az in babat khialet rahat bashe azize delam
mer c ke hamishe be man sar mizani
dooset darammmmmmmm
ثمین
شنبه 28 دی 1387 11:02 ب.ظ
ممنون از مریم گلم .. تو همیشه زیادی به من لطف داشتی ! كاش اینارو اینجا نمی نوشتی ..كاش اجازه میدادی نظرتو پنهان كنم اما چه میشه كردوقتی میگی میخوای مثل بقیه توی یه كامنت دونی آزاد حرفتو بزنی ! ممنونم كه اینا حرف تویه عزیزم ! من جز وظیفه كاری نكردم ! همین !

سمیرا خانوم عزیز من ناراحت نشدم كه هیچ دقیقا قبول دارم حرفتو ! ولی من اصلا منظورم به دوستای صرفا مجازی نبوده توی این پست ! بازم مرسی بابت كامنتت

واما خانوم مهندس گل وخوشگل و مهربون وبلاگستان .. آرزوی عزیزمن كه همیشه یه دوست بی نهایت خوب بوده برام ! خیلی دوستت دارم و به اینكه منو دوست خودت میدونی افتخار میكنم عزیزم

اوه سلام نیلوفر گل .. دوست قدیمی و كم پیدا ! آره تو حق داری ! شرمنده ام كه اونطرفا كم پیدا شدم ! جبران میكنم
اما اینو هم بگم ناراحتی من از دوستای مجازی نیست ! از كساییه كه ... بگذریم!
فقط اینو بگم كه حالاحالاها ازكسی توقع وانتظاری ندارم ! دلگیری امروزم دلیل كاملا موجه داره كه شاید اصلا اشتباه كردم یه مسئله خصوصیو توی وب منعكس كردم ! بازم ممنون كه تو گاهی یاد من میكنی خانوم گل
نیلوفر
شنبه 28 دی 1387 07:07 ب.ظ
سلام ثمین جون.خوبی خانوم دکتر؟بازم معرفت ما که گهگداری یه سر به دوست قدیمی وبلاگیمون می زنیم.خانوم دکتر به ما سر نمی زنن.نزن بابااااا اعصابت خورد نشه.شوخی کردم خانومی.من توقعی ندارم.ایشالله همیشه خوب و خوش باشی.اما از دست کسی دلگیر نباش گلم.
آرزو مامان آرش
شنبه 28 دی 1387 03:53 ب.ظ
ثمین جان سلام
خوبی؟ نبینم دلخور باشی غمگین باشی غصه دار باشی.
من که همیشه هستم و دوستت دارم موفق باشی خانم دکتر نازنین
سمیرا
شنبه 28 دی 1387 03:43 ب.ظ
خواستم بگم حرف دل خیلیارو توی این پست نوشتی ! حرفت درمورد دنیای مجازی هم صادقه ! میبینی همین خودت
یه مدت كم بودی ونبودی همه ی اونایی كه ماچ و قلب و فدات شم برات مینوشتن و میذاشتن حالا حتی گذری هم سراغ این صفحه نمی ان ! میدونم
شاید این حرفم ناراحتت كنه اما اینوهم
میدونم كه خودت بهترازمن اینو میفهمی درواقع چیزی كه عیانست چه حاجت....
به هرحال من گرچه همیشه كامنت نذاشتم اما بخاطردل خودم همیشه نوشته هاتو خوندم ! موفق باشی
مریم
جمعه 27 دی 1387 07:25 ب.ظ
سلام ثمین گل ومهربونم ! وای كه این
پستت حرف دل من وماست ! واقعا
همیشه زیبا مینویسی و اینبار زیباتر!
متاسفم كه همچین دوستایی توی دنیای توهم وجوددارن اما باوركن اینا همه جا هستن والان همه همینطورن !
من میتونم اینی كه میگی پیش وجدانت راحتی كه مدیون هیچكدومشون نیستی رو خوب بفهمم چون منیكه یه دوست مجازیم و هنوز حتی همدیگه رو هم
ندیدیم حاضرم شهادت بدم كه چندین وچندبار توی بدترین شرایط به دادم رسیدی و حرف دلمو گوش كردی و كمكم
كردی بهترازهر روانشناسی ! واقعا همیشه ممنونتم ومیدونم این لطفت رو باهیچ قیمت مادی نمیتونم جبران كنم !
توی یاهومسنجر اسم واقعیمو بهت میگم اما اینجا خواستم ناشناس بمونم !
خلاصه اینكه بدابحال اون مثلا دوستانیكه قراره دوست گلی مثل تورو ازدست بدن !
ثمین عزیزم خواستم بگم هروقت كه
بخوای برای هركمكی من باافتخاردرخدمتت هستم ! بهت قول میدم هیچوقتم آنچه دوستای دیگه انجام دادن امروز وباعث ناراحتیت شدنو انجام ندم ! امیدوارم قابل بدونی نازنینم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر