تبلیغات
از دل تا قلم - اصول زندگی من
" با قلم دلگویه ها را تصویر میکنم "

اصول زندگی من

نویسنده :بانو
تاریخ:سه شنبه 11 فروردین 1388-08:37 ب.ظ

امروز اومدم تا دعوت یكی دوتا از دوستای گل رو لبیك بگم و چندتا از اصول زندگیمو بنویسم ولی قبلش چندكلوم

حرف دارم كه بااجازتون سریع و اشاره وار ازشون میگذرم .. والا وقتی به وبلاگ چندتا از دوستا سرزدم و اصولی

رو كه تو زندگیشون داشتن خوندم اولش خیلی خوشحال شدم ولی بعد تا چندساعت تو فكر بودم ..

بیشتر دوستای خوبمون كه توی این بازی شركت كردن درمورد اصول زندگیشون به موارد خیلی خوب ومثبتی

اشاره كردن و همین باعث شد خیلی خوشحال شم از چنین نگرشی كه تو دوستای جوونم وجودداره اما بعد

باخودم فكر كردم كه نكنه درمورد این اصولم حكایت صرفا حرف زدنه و نه تو عمل پیاده شدن ! آخه میدونین اگه

به حرف زدن باشه همه ی ما یابهتره بگم اكثرمون كلی حرفای خوب خوب بلدیم بزنیم .. مثلا اینكه آدم باید

همیشه مثبت باشه ! همیشه باید امید داشته باشی ! تو اوج ناامیدی هم نباید خسته بشی ! ای بابا برو

بشین این فیلم راز رو ببین ! .. من از امروز میخوام بكل تو زندگیم براساس قانون جذب رفتار كنم ووووو یه عالمه

حرفای خوب خوب .. منتها دقت كنین فقط حرفای خوب خوب .. پای عمل كه میرسه متاسفانه شاید یك دهم

درصد هم پای حرفامون نباشیم .. اونموقعی كه عملا وسط گودی و زندگی با همه ی قوا بهت سخت گرفته

جگر میخوام كه كسی بیاد طرفت و بگه ای بابا مثبت باش ! امیدوار باش ! مگه فیلم راز رو فراموش كردی ....

وای اونوقته كه فریاد میزنی ای گو..... هرچی مثبت بودن و قانون جذب و امید و فیلمه رازه !!!!! ولم كن بابا ....

نگین نه كه باور نمیكنم ! پرده ی بالا قسمت كوچكی از قصه ی زندگی من و تو وماست كه هركدوممون لااقل

یه بار اجراش كردیم ! واسه همینم وقتی داشتم اصول زندگی دوستان رو میخوندم باخودم فكر كردم كه

آیا بچه ها از اصولی كه ایده آلشونه حرف زدن یا اصولی كه توی زندگیشون دارن و توی هرشرایطی ، دقت

كنین ،توی هرشرایطی  بهش پابندن ؟! هان ؟ كدوم یكی ؟! من اگه بخوام بنویسم از اصولی خواهم

نوشت كه واقعا توی هرشرایطی بهشون پابندم ! ازاصولیكه بارها تو موقعیتها مختلف امتحانمو بابت مقید بودن

بهشون پس دادم ! ازونچه ایده آلمه یا روزگار هنوز منو راجع به اونا در میدان آزمایش قرار نداده امروزنمی نویسم

چون معتقدم آدم باید حتما توی شرایط قرار بگیره وبعد ببینه آیا اون حرفایی كه همیشه ازشون دم میزده رو

میتونه حالا ودرعمل انجام بده یانه .. پس من از اصول و معیارهایی مینویسم كه در میدان آزمایش زندگی

امتحانشونو بارها وبارها پس دادم وخداروشكر توی امتحان رفوزه یا تجدید نشدم !

1- قبل هرچیزی توی زندگی به صداقت معتقدم ! به سادگی و روراستی ! چیزی كه تو زمونه ی ما بدجوری

كیمیا شده و خیلیا فكر میكنن فریبكاری و دروغ و دغل یعنی زرنگ بودن ! یعنی پیروز بودن ! ولی من معتقدم

اینجور آدما تو ظاهر زندگی پیروزن ولی توی تنهایی خودشون هیچوقت حس خوبی نخواهند داشت !

2- از دورویی و تظاهر بشدت بدم میاد ! آی حالمو بد میكنن كسانیكه جلوی روت قربون صدقت میرن ولی هنوز

روتو برنگردوندی با چشم وابرو و ایما واشاره درموردت بدگویی میكنن ! هیچوقت اینجوری نبودم !

3- از تعارف و تعارف بازی اصلا خوشم نمیاد ! خودم مخصوصا توی روابط دوستانم بی نهایت روراستم و اصلا

اهل تعارف نیستم ! دلمم میخواد دوستام بامن همینجور باشن ! اگه حرفی دارن یا خواسته ای خیلی راحت

بهم بگن وضمنا از جواب منفی احتمالیم هم ناراحت نشن ! چون میخوام باور كنن كه اگه میگم نه واقعا برام

آره گفتن مقدور نبوده .. خلاصه اینكه اگه بامن طرف بودین مبادا چیزیو كه دوست ندارین ببخشین بهم تعارف كنین

چون اگه خوشم بیاد ممكنه خیلی راحت بگم متشكرم و اونو ازتون بگیرم !

4- معتقدم زندگی بدون پولم ارزش داره اما پول بدون زندگی بی ارزشه بی ارزشه ! خیالتون راحت ! از رو خوشی

حرف نمیزنم ! امتحانیكه روزگار ازین درس ازم گرفت خیلیم سخت بود اما خوشبختانه من قبول شدم ! نه من

همه ی خونوادم با نمره ی خوب قبول شدن ! میدونین پول خیلی مهمه .. خیلیییییییییییییییییی ! اما نه اندازه ی

سلامتی و زندگی و عشق و خونواده ! این چیزا وقتی باپول توی یه ترازو قرار میگیره اونوقته كه میفهمی اوه

پول مثل پر كاه سبكه ! ارزش اونچنانی دربرابر بعضی چیزا نداره !

5- خیلی زیاد اسیر رفاقتم ! حاضرم واسه یه رفیق واقعی جونمو هم بدم ! اصلا معقدم زندگی یعنی رفاقت !

یه عشق واقعی هم آخرش همون رفاقت نابه ! معتقدم اگه توی زندگیت به یه عشق واقعی رسیدی باید

با همه ی توانت بهش برسی و برای بارورتر شدنش تلاش كنی ! یه عشق واقعی توی زندگی از هرچیزی

ارزشمندتره (البته این نظرمنه !) اگه یه روزی به من بگن از بین عزیزترین چیزای زندگیت و یه عشق واقعی فقط

میتونی یكیو انتخاب كنی مطمئنم دومیو انتخاب میكنم ! الان كه این جمله رو نوشتم پرت شدم به روزهای

دور ونزدیكی كه عین این جمله رو به وضوح روبروم داشتم ! من بازنده نشدم اما ... بگذریم !

6- عقیده دارم هركسی باید ضامن اعمال ورفتار وزندگی خودش باشه ! باید یاد بگیریم كه بجای عوض كردن

دیگران خودمونو عوض كنیم .. باید یاد بگیریم همیشه به عقاید وتصمیمات دیگران احترام بگذاریم حتی به

تصمیمات نزدیكترین فرد زندگیمون ! چون هركسی واسه خودش شخصیتی داره كه اون شخصیت قابل احترامه !

7- واسه بزرگترا همیشه احترام خاصی قائلم ! مخصوصا واسه اونایی كه سفیدی موهاشون حكایت گذر از

روزهای سخت و آسون و تلخ وشیرین فراوونی داره .. همونایی كه من عاشق دستای مهربون و چروكیدشونم

همونایی كه حاضرم به احترام كمر خمیدشون باهمه ی وجود مقابلشون خم شم .. همونایی كه عزیزدل منن

و همراه تك تك لحظه های سخت زندگیمون !

8- معتقدم باید همیشه و توی هرشرایطی با ادب و نزاكت ، توام با محبت بابقیه رفتار كرد ! چون لحن مهربون

نفوذی داره كه شمشیر برنده نداره ! (البته اینو بگم كه این مورد گاهی برام استثنا هم داره ! در برابر بعضیا

واقعا نمیشه بامحبت ومهربونی رفتار كرد اونم توی این جامعه ! چون اینجور آدما معمولا همه چیز رو به منظور

اونم به نفع خودشون برداشت میكنن ! من یاد گرفتم كه توی این جامعه باید بیشتر با جدیت واخم برخورد كرد تا

با لبخند ! )

9- اعتقاد دارم كه توی زندگی واسه همه رابطه ها باید حتما یه خط قرمزهایی تعریف كرد ! خط قرمزهایی كه

هرگز و تو هیچ شرایطی نباید ردبشن ! بعضی حریمها اگه شكسته بشن دیگه ترمیم پذیر نیستن !

10 - بنظر من هرچیزی توی زندگی باید جای خودشو داشته باشه ! درواقع باید همه چیز كنار هم باشه تا معنای

واژه ها درك بشه ! مثلا تا تلخی نباشه كه شیرینی معنی پیدا نمیكنه ! در واقع توی زندگی همه چیز بایددرحد

اعتدال وجودداشته باشه ! مثلا كار و تفریح ! درس و سرگرمی ! خنده و گریه وووو !

خب خیلی چیزای دیگه هم جزء اصول زندگی من هست و همیشه رعایتشون میكنم اما این ده مورد از بقیه

مهمتر بنظر میرسیدن ... امیدوارم اگه شمام خواستین از اصول زندگیتون بنویسین اولش معلوم كنین كه

آیا این اصول صرفا ایده آلهای شماست و دوست دارین كه توی زندگیتون رعایتشون كنین یا نه جزء اصولیه كه

تو هرشرایطی رعایتشون میكنین ..

* مرمر جون نمیدونم اینجارو میخونی یانه ولی خانوم خانوما ماروكشتی بااین ادامه دارد ... خیلی دلم میخواد

باقی این قصه  رو بخونم ها ! لطفا اگه اینجارو میخونی زودتر بیا ورق هفدهم رو بنویس دیگه ! ممنون !

* بنده هنوز اون قالب دلخواهمو پیدا نكردم ! میگما این یكی چطوره ؟!

* با پوزش بابت غایب بودن دركامنت دونی دو پست قبل ، ازهمین پست بازم همراه شمام دركامنت دونی

گفتم: میدونی رفاقت باحماقت چقدر نزدیكه؟!

گفت : باصداقت چطور؟

گفتم : حاضرم رفاقتت رو باهمه ی حماقتم بخرم اگه فقط یه جو صداقت توش باشه !




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
ملودی
چهارشنبه 19 فروردین 1388 01:39 ق.ظ
سلام عزیزم .امیدوام تو زندگیت موفق و پیروز باشی .دوست دارم پسورد داشته باشم بتونم نوشته هاتو بخونم.من فكر می كنم داشتن ادب و نزاكت همیشه و در هر شرایطی درست نیست.
راجع به اصول زندگیت هم باید بگم واقعا قابل تحسین هستی.سال نو مبارک.88 با حالی داشته باشی.لینکت می کنم.
مژده چین
سه شنبه 18 فروردین 1388 10:34 ق.ظ
خواهر جان من که پسوردت ندارم
مرضیه
سه شنبه 18 فروردین 1388 10:30 ق.ظ
الو حتا نمی شه کامنت گذاشت برات!!! به هر حال من مخلصم بی پسورد و با پسورد!
آوامین
دوشنبه 17 فروردین 1388 10:53 ب.ظ
سلام خانومی...ببینم شما که اسیر رفاقتی پس ایراد از ماست که نمیای پیش ما درسته؟!؟!؟!؟!
امیدوامرو تو زندگیت موفق و پیروز باشی همیشه...اصول زندگی آدمها نشوند دهنده ی شخصیت و منش اونهاست...اصول خیلی خوب و سنجیده ای داری...
ببینم این جریان پست رمز دار چیه دیگه !؟!موفق باشی ثمین جان...
اینم بگم که من قهرم باهات !!!
دینا
دوشنبه 17 فروردین 1388 09:46 ب.ظ
سلام دوستم خوبی
دوست دارم پسورد داشته باشم بتونم نوشته هاتو بخونم. البته اگه دوست داشتی
بخصوص كه اسمش فلاش بك هستشو من هم دلم می خواد بخونم قصه كسی رو كه آنچنان متن عاشقانه ای نوشت كه هنوز هم می تونه خوندنش منو 1 ساعت به گریه بندازه
mahsa mamane melody
دوشنبه 17 فروردین 1388 05:18 ب.ظ
password please!!!!!!!!!!
شراره مامان بردیا
دوشنبه 17 فروردین 1388 12:52 ب.ظ
شلولیدی ایز بك....ولكام بك...منم رمز میخواااااااام گل یا ثمین بانو
گنجیشك
یکشنبه 16 فروردین 1388 08:33 ب.ظ
من الآن فوضولیم اومده چی كار كنم خب!؟
در مورد قالب هم من همچنان معتقد به رنگهای زنده تر هستم!
مرضیه
یکشنبه 16 فروردین 1388 12:58 ب.ظ
اون یکی قالب بهتر بید!
اصولت هم منو کشته! عالی بود.می دونم که همه را رعایت می کنی و برای همین خیلی دوستت دارم.چقدر خودسازی سخته ای کاش بتونیم به همه ایده آلهامون برسیم.پست خوبی بود.ممنون عزیزم
ماریا
شنبه 15 فروردین 1388 03:32 ب.ظ
سال نومبارك عزیزم...
من فكر می كنم داشتن ادب و نزاكت همیشه و در هر شرایطی درست نیست...البته بعد از ازدواج متوجه شدم...چون تا قبل از ازدواج وقتی با یه مشا آدم بی ادب طرف میشی اگه متوجه بشی كه ادامه دوستی برات سودی نداره و از ادبت دارن سو استفاده می كنن كنارشون می ذاری ولی بعد از ادواج كه نمی تونی با هر بهانه ای برای دادگاه طلاق بگیری...و به ازای هر بی ادبی وكیل پیدا كنی!!!
خلاصه یه جوری هوش و ذكاوتت می گه كه لازم نیست در هر شرایط مودب باشی!!!
خانومی
شنبه 15 فروردین 1388 01:42 ق.ظ
قبلی من بودم ها
خانومی
شنبه 15 فروردین 1388 01:41 ق.ظ
سلام ثمین گل
با حرفات خیلی خیلی موافقم عزیزم
وبلاگ خوبی رو معرفی کردی همشو خوندم
ثمین
شنبه 15 فروردین 1388 12:11 ق.ظ
یه دنیاااااااااااااااا ممنون از فریبا و مهسای
عزیزم كه اینهمه منو خجالت دادن ..
اونجورام كه شما فكر میكنین نیست
هركسی بالاخره یه سری اشتباهات
داره ولی خب چون پست امروز راجع به
اصول زندگی بود من صرفا درین مورد نوشتم !
مهسا مامان ملودی
جمعه 14 فروردین 1388 01:52 ب.ظ
منم به داشتن دوستی مثل تو افتخار میکنم خیلی بچه مثبتی میگم خصوصیاتی که گفتی خیلیهاش مشترکه فقط من نمیتونم رک باشم سختمه دلم نمیاد کسی رو ناراحت کنم.همسری داره تلاش میکنه یه کم منو از این حالت دربیاره.
مواظب خودت باش دوست جوووووووون همه خصوصیاتی که گفت عالیه من دوستت دارم
فریبا
چهارشنبه 12 فروردین 1388 11:49 ب.ظ
من همیشه فكر میكردم كه تو چنین شخصیتی داشته باشی !
واقعا باید به خودت افتخار كنی عزیزكم
چهارشنبه 12 فروردین 1388 09:09 ب.ظ
سلام سال نومبارک
لبریزترازهزارپیمانه شدیم
دیوانه ترازهزاردیوانه شدیم
دیدیم گلی به روی مامی خندد
ازپیله درآمدیم وپروانه شدیم
سلام دوست عزیزثمین جان به وبلاگت نگاهی کردم ازپست اصول اخلاقیت خوشم اومدباخیلیاش موافق بودم راستی ماازبروبچه های پزشکی نجف آبادهستیم وبلاگی هم داریم که شایدمطالبی واسه خوندن داشته باشه دوست دارم بیای و نظربدی ازشمادعوت می کنم سری بزنید
www.medicalstudentgroup.blogfa.com
دینا
چهارشنبه 12 فروردین 1388 04:05 ب.ظ
ثمین
چهارشنبه 12 فروردین 1388 04:03 ب.ظ
وای چه جالب ! خانوم بستنی گلم هم
الان اینجا بوده .. چطوری عروس ناز آینده ؟!
ثمین
چهارشنبه 12 فروردین 1388 04:01 ب.ظ
به به احوال یكتاخانوم گل من چطوره؟!
بخاطر شمام كه شده باشه حتما
جواب خواهیم داد ! مرسی كه همیشه
باحضور گرمت خوشحالم میكنی ..

سلام دینای عزیزم ! سال نوت مبارك باشه نازنین .. میدونی منم خوب حست
میكنم .. ممكنه فراز ونشیبای مختلف
و متفاوت ، موضوع قصه مونو شبیه هم
نكنه ولی میدونم كه آخرهردوتاش یكیه !
مواظب خودت باش دوستم ...

اوه چه عجب عروس خانوم خوشگل من!
اسم قشنگتو بازم اینجا دیدیم ...

وای ببین كی اینجاست .. احوال نازلی گلمون چطوره ؟! دلم كلی واست تنگ شده ! من نبودم اینمدت .. تازه رسیدم
خوشحال شدم كه دیدم پست قبلو خوندی .. چون مدام عذاب وجدان داشتم كه نكنه فكر كنی یادت نبودم !
اینروزا بیشترازهركسی تو توی ذهنم بودی .. شایدباورنكنی اما حس میكردم كه انگاری خوب نیستی عزیزم .. حالا
بیشتر حرف میزنیم !
خانوم بستنــــــــی
چهارشنبه 12 فروردین 1388 03:52 ب.ظ
من قالب قبلیتو بیشتر دوست
داشتم..اما اینم خوچگله
راجع به اصول زندگیت هم باید بگم واقعا قابل تحسین هستی
نازلی
چهارشنبه 12 فروردین 1388 03:40 ق.ظ
سلام ثمین گلم ، خوبی ؟ :*
ببخشید که من انقدر دیر اومدم...میدونی این روزا زیاد دل و دماغ نداشتم
مرسی عزیزم برای پست قبلیت
همینکه اینجا نوشتی و من فهمیدم که اس ام اسم به دستت رسید کلی برام ارزش داشت...میدونی ، آخه از بین همه اون دوستانی که من بهشون اس ام اس تبریک فرستادم فقط 3 نفر عکس العملی از خودشون نشون دادند ! چی بگم والا........دلم از آدما خیلی پره
به هر حال گلم باز هم بهت سال نو رو تبریک میگم :* ممنون برای همه دعاهای قشنگت...
sonia
چهارشنبه 12 فروردین 1388 01:31 ق.ظ
cheghad in jomle akhari ghashang bood samin joon

rasti ghalebet ham kheyli khoshgele
دینا
چهارشنبه 12 فروردین 1388 12:04 ق.ظ
سلام دوستم خوبی
واقعا ثمین اگه آدما با هم صادق بودن و از دورویی بدشون می یومد، تو روابط دوستانه اهل تعارف نبودند، به مادیات به اندازه معنویات بها می دادند و نه بیشتر، برای دوستی و رفاقت ارزش قائل بودند و در عین حال ضامن اعمال و رفتارشون هم بودند، به بزرگترها احترام می گذاشتند و ادب و نزاكت رو در هر شرایطی رعایت می كردند، حد خودشون رو می شناختند و سعی می كردند ازش فراتر نرند
دنیا چه قدر قشنگ می شد
ثمین از صمیم قلب می تونم احساس كنم كه
چطور میشه تو از بین عزیزترین آدم های زندگیت و عشقت، عشقت رو انتخاب كنی ، بازنده هم نباشی ولی ......
..:: ی ک ت ا ::..
سه شنبه 11 فروردین 1388 11:47 ب.ظ
1 - خیلی کم پیدا میشن آدمای اینجوری

2 - منم متنفـــرم و سه سوت دوره طرفو خط میکشم

3 - منم دوس ندارم دیدی ایناییو که مثلا 10 ساله با هم دوستن ؟؟ بعد هی تعارف تیکه پاره میکنن ، ااااااااااای حااااال بهمممممم زنههههههه

4 - زندگی بدون پول ارزشی نداره اگه یه دوره ی موقتی بی پول باشی ، آره خب ، ولی کلا نه !!

8 - من دیدم کسایی که مهربونن ملت سوارشون میشن ، باید همیشه پاچه ی این ملتو گرفت که ازت حساب ببرن یا حرفتو قبول داشته باشن ، چیزی که من توش مشکل دارم

همیناا دیگهههه

شما دیگه تو کامنت دونی جواب نمیدی آیا ؟؟؟

میبینم که افتادی رو دور قالب عوض کردن این یکی ام قشنگهههه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر