تبلیغات
از دل تا قلم - راضیی آیا؟
" با قلم دلگویه ها را تصویر میکنم "

راضیی آیا؟

نویسنده :بانو
تاریخ:دوشنبه 24 فروردین 1388-12:29 ب.ظ

یه پسر جوون سی و دو سه سالس كه چندوقته درگیر نوع بدخیمی از تومورای سرطانی شده .. تازگیا به

هیچ نوع دارو شیمی درمانی جواب نمیداد و اوضاعش واقعا خراب بود ! مادر پسره صبح تا شب توی بیمارستان

فقط اشك میریخت و دعا میكرد كه فرجی بشه .. اوضاع این پسر و وضع روحی خراب مادرش باعث شده بود

كه همه پرسنل بخش هم واسه بهترشدنش دست به دعا شن و ازخدا بخوان بخاطر مادرش هم كه شده

كمك كنه تا بلكه لااقل به شیمی درمانی جواب بده .. روزها از پی هم میگذشتند و بدن پسر جوون دیگه همه ی

داروها رو هم پس میزد .. پسرهر‌آن ممكن بود بره تو كما و مادرش وحشتناك بی تاب و بی قرار بود و یه جورایی 

به زور پسرش رو از خدا میخواست ... تااینكه درست زمانیكه اوضاع جسمی پسر بی نهایت بد بود و هرلحظه

احتمال ازدست رفتنش رو میدادن بالاخره بدنش به یه نوع دارو جواب داد .. نیمه شب بود و تمام بچه های

شیفت شب ازین اتفاق خوشحال شده بودن ! من فكر میكنم خوشحالیشون بیشتر بخاطر مادر بی تاب پسر بود

تا خود پسر ! اما .. اما ساعت هشت صبح .. درست چندساعت بعد این خبر خوب .. خبرآوردن كه برادر 24 ساله

پسر توی یه حادثه رانندگی جابه جا فوت كرده !!!! خبر واقعا وحشتناك بود ... مادرپسر كه توی این چندروز اصلا

خواب به چشاش نیومده بود و تازه چندساعت بود كه كمی آروم شده بود به محض شنیدن خبر همونجا بیهوش

شد ... من معمولا توی اینجور مواقع سعی میكنم حرفه ای برخورد كنم و زیاد احساساتی نشم اما نمیتونم

توی اون لحظه حال خودمو توصیف كنم .. انگاری همه ی وجودم یخ زده بود .. از دوروز پیش كه این اتفاق افتاده

مدام ذهنم درگیره .. نمیدونم باید چطور تفسیرش كنم .. یعنی مادره بهترشدن اوضاع پسر اولش رو به زور

از خدا گرفت كه پسر دومشو اونجوری ازدست داد ؟!!!! یعنی اینكه میگن نباید چیزی رو به زور از خدا بخوای

همینه ؟!!!! آخه چرا ؟! گاهی واقعا سخته بتونی بگی كه خدایا راضیم به رضای خودت !!! یه لحظه فقط یه لحظه

اگه خودمونو بذاریم جای اون مادر یعنی اونقدر بی تابی نمی كنیم ؟!!! یعنی واقعا ازته دل میگیم خدایا راضیم

به رضات ؟! و بعدشم حقیقتا راضی میمونیم ؟!!! یادتون باشه روی منبر و دور از بطن حادثه ، حرف زدن و ادعا

كردن واقعا آسونه .. درست اونه كه در بطن حوادث روی حرف و ادعات بمونی و ثابت كنی كه حرفت و عقیدت

با عملت یكیه ! منكه هنوز درگیر چرایی این ماجرام ...

* این پسر ، یكی ازبیماران بیمارستانیه كه گاهی یكی ازاساتید واسه تجربه های عملی میبردمون اونجا ...

اندر باب پدیده ی آزاردهنده ای بنام آلرژی ..

* دوباره فصل بهار و خارش چشا و آبریزش بینی و بعلههه ! باز مشكل آلرژی وحساسیت واسه بیشتر مردم ..

خواستم چندتا باید ونباید دارویی درمورد آلرژی كه بنظرخودم خیلی مهم میان رو اینجا مطرح كنم ..

1- لطفا این داروهای ضد حساسیت رو مثل نقل و نبات نخورین !!! این داروها درطولانی مدت عوارض واقعا

خطرناك و جبران ناپذیری دارن و اینو باید جدی بگیرین .. اگه میبینین داروهای ضدآلرژی اثر زیادی روی شما

نداره بنظر من بهتراینه كه دوز پایین كورتن بجاشون مصرف كنین ! البته از پزشك بخواین كه براتون تجویز كنه !!!!!

ببینین این داروهای ضدحساسیت چقدر عوارض جانبی بد دارن كه كورتون به اونا ارجحیت داده میشه ..

2- ایجاد خواب آلودگی بعد مصرف انتی هیستامینا یه مسئله ایه كه حتما همگی به نوعی شنیدین یا تجربشو

دارین .. واسه به حداقل رسوندن این خواب آلودگی چندتا پیشنهاد براتون دارم .. اول اینكه دارو رو بادوز كم

شروع كنین تا بدنتون بهش عادت كنه .. دوم اینكه سعی كنین دوز كم دارو رو صبح مصرف كنین و دوز بالارو

عصر و شب ! .. نكته بعدی اینكه دارو رو همراه غذا مصرف كنین ! چهارم ازداروهای جدیدتر كه بعضا خواب آلودگی

كمتری دارن مثل سیتریزین ، لوراتادین ، كتوتیفن و بعد كلرفنرآمین ، دكونژستان ، كلماستین استفاده كنین !

3- دقت كنین این نكته خیلییییی مهمه : آنتی هیستامین ها باعث میشن تست پوستی پنی سیلین مختل

بشه و دیگه جواب درستی نده ! پس حواستون باشه كه اگه آنتی هیستامین مصرف میكنین و خواستین

آمپول پنی سیلین بزنین به هیچ عنوان به تست پوستی كه واسه معلوم شدن حساسیت شما به پنی سیلین

انجام میشه نباید اعتماد كنین !

4- كسانیكه آلرژی فصلی دارن بهتره تا میتونن مایعات و آب مصرف كنن !

5- این مسئله رو دیروز استادمون سركلاس مطح كرد .. توجه كنین مهمه : آنتی هیستامین ترفنادین كه

بعضیا میرن سرخود از داروخانه هم میگیرن و بیشتر پزشكا هم اونو تجویز میكنن عوارض جانبی بسیااااااار

خطرناكی ازجمله ایجاد مشكلاتی در عملكرد قلب ، خونرسانی و .... و مرگ به دنبال داره ! پس به هیچ عنوان

 حتی اگه دكتر تجویز كرد مصرفش نكنین و بجاش از آنتی هیستامینهای نسل جدید كه عوارض به نسبت كمتری

دارن استفاده كنین !

6- روی غذاهای مصرفیتون هم دقت كنین ! بهتره با دقت و به تجربه ،خودتون پیدا كنین كه به چه موادی آلرژی

دارین .. گرچه بدن هر شش ماه میتونه عكس العملش به مواد رو تغییر بده اما بعضی مواد غذایی هستن كه

دربیشتر افراد ایجاد حساسیت میكنن مثل گوجه فرنگی ، رب گوجه فرنگی ، بادوم زمینی ، انواع ادویه ها و ...

7- میخواستم یه توضیحاتی هم راجع به حلقه ی آلرژیك دور چشم و بایدها و نبایدهاش بگم كه باشه واسه

دفعه ی بعد .. تو پست بعدی حتما یه سری دستورات گیاهی و غذایی هم درمورد آلرژی براتون میذارم كه

مطمئنم خیلی میتونه مفید باشه !

تكرار شو درزندگی آدمها اما تكراری نه !




داغ کن - کلوب دات کام
حرفای من و شما() 
شادی
پنجشنبه 27 فروردین 1388 09:56 ب.ظ
سلام ثمین جون
منو یادت میاد ؟!!!
خانوم بستنـــــــــی
پنجشنبه 27 فروردین 1388 04:59 ب.ظ
تمام تنم یخ زد از خوندن قسمت اول پستت..خیلی حالم بد شد

ممنون از راهنماییت واسه آنتی هستامیین ها..هرچند که من ترجیح میدم با این آلرژی بهاره بسازم اما نکات خوبی رو یادآوری کردی بـــــــــــانو
mahsa
چهارشنبه 26 فروردین 1388 04:06 ب.ظ
ثمین جان رمزی که نوشتی برام اینجا جواب نمیده میشه دوباره بفرستی؟
mahsa mamane melody
چهارشنبه 26 فروردین 1388 04:03 ب.ظ
سلام خانم دکتر خیلی ناراحت شدم بابت این مادر بیچاره خدا بهش صبر بده.
میگم من از این قرصها برای حساسیت استفاده میکنم و خیلی هم خوب جواب میده و از شر عطسه راحت میشم اما سه روز چهار روزی یه دونه کافیه اینم ضرر داره؟
مرضیه
چهارشنبه 26 فروردین 1388 09:31 ق.ظ
سلام
من هم از اون ماجرا خیلی ناراحت شدم.جدن تصورش هم سخته.حالا اون پسر بزرگه بهتر شد؟سرنوشت اون هم معلوم نیست طفلکی.
داشتم چک می کردم این آنتی هیستامینی که گاهی جناب همسر استفاده می کنه تو این فصل دیدم
که همون لوراتیدین هست.10 میلی.
وای که چه عوارضی داره اینها..آدم درد بکشه خیلی بهتره که...
ممنون از اطلاع رسانی!
ملودی
چهارشنبه 26 فروردین 1388 03:02 ق.ظ
درمورد اینكه كارای خدا
همش حكمت ومصلحتی توشه واقعا
بحثی نیست و قبول دارم.چقدر متاثر شدم از خواندن این جریان.خدا به مادر صبر بده.
fariba
سه شنبه 25 فروردین 1388 11:55 ب.ظ
laleh
سه شنبه 25 فروردین 1388 08:43 ب.ظ
khoda sabr bede be oon madar... vaghean ke kheili vahshatnake...
are samin joon, rast migi, raziam be rezaye khoda mamoolan faghat dar hadde harf zadane.
albate khodam hamishe migam nabayad chizio be zoor az khoda khast. vali motmaenam manam age jaye oon madar boodam, ya jaye harki ke dare azizi ro az dast mide, az tahe del doa mikardam ke azizamo baram negah dare. akhe baraye man marge ye aziz ye darde gheire ghabele tasavore, nemitoonam hatta fekresho ham bokonam. hamishe ham goftam kash khoda aval mano bebare, chon taghat nadaram.
be har hal, khoda sabr bede be in bandeye khoda. be joz do akari az dastemoon bar nemiad
ثمین
سه شنبه 25 فروردین 1388 12:57 ب.ظ
سلام نفیسه خانوم عزیز ! اولا از
اشنایی باتو خوشحالم و اینكه ورودت
رو به دنیای وبلاگ نویسی خوشامد میگم ! امیدوارم بتونیم دوستای خوبی
باشیم .. شرمنده اینروزا هم یه كمی
درگیری درسی و كاری دارم هم حالم زیاد خوب نیست اینه كه نتونستم توی
كامنت دونی خودت برات نظربذارم ..
حالا ایشالا نوشته هایی كه منبعد خواهی نوشت رو میخونم و اگه حرفی باشه حتما برات مینویسم .. میبخشی
پست قبل یادم شده برات جواب بنویسم ! درمورد اینكه كارای خداهم
همش حكمت ومصلحتی توشه واقعا
بحثی نیست و قبول دارم دربست ...

اوكی خانومی گل ..دوباره برات میذارم !
آرزو مامان آرش
سه شنبه 25 فروردین 1388 11:02 ق.ظ
ثمین جان سلام
خوبی؟ وای چقدر متاثر شدم از خواندن این جریان! :( خدا به مادرش صبر بده.
نفیسه
سه شنبه 25 فروردین 1388 10:58 ق.ظ
ببخشید خط اول نظر بوردا
نفیسه
سه شنبه 25 فروردین 1388 10:57 ق.ظ
سلام ثمین خانم
من برات پست قبلی نر گذاشتم جواب ندادی و لی بازم این پست نظر می زارم
اول از همه بابت راهنماییت در خصوص آلرژی ممنون چون من یكی خیلی باهاش درگیرم تا جایی كه آمپول دگزا می زنم
در مورد اون خانم منم موافقم هیچ چیز رو از خدا زوری نباید خواست
ولی یك چیز دیگه هم هست چون خدا می خواسته دومی رو ببره یك جورایی به مادره رحم كرده كه دو تا داغ رو باهم نبینه
خلاصه خدا كاراش بی حكمت و بی مصلحت نیست
خانومی
سه شنبه 25 فروردین 1388 01:56 ق.ظ
سلام ثمین جون
اول ی چی بگم بعد برم پستتو بخونم
اون پسووردی که به من دادی هر چی میزنم میگه اشتباهه مطمونی درست نوشتیش برام ؟ خیلی تو کفشم
ممنون میشم دوباره بیای بهم خبری بدی
ثمین
دوشنبه 24 فروردین 1388 07:35 ب.ظ
سلام مستانه ی عزیز .. منم همین ارزو رو دارم !

به به نازنین خانوم گل ! خیلی خوشحال
شدم اسمتو دیدم همشهری ..
خواهش میكنم عزیزم ..

آره یكتاجون
..:: ی ک ت ا ::..
دوشنبه 24 فروردین 1388 05:03 ب.ظ
چه اتفاق تلخـــی
نازنین-عادت مینکنیم
دوشنبه 24 فروردین 1388 04:13 ب.ظ
سلام ثمین جون..خیلی ناراحت شدم .به حدی که دلم هری ریخت پایین ...خدا به مادر صبر بده....مواظب خودت باش مرسی از توضیحاتت در مورد الرزی.
مستانه
دوشنبه 24 فروردین 1388 03:51 ب.ظ
وای بیچاره اون مادره. خدا کنه اقلا این پسرش خوب شه...
mohsen
دوشنبه 24 فروردین 1388 02:30 ب.ظ
سلام
اگه خواستی نرم افزار یا کتاب دانلود کنی به سایت ما یه سری بزن.
www.vorna.ir
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر