تبلیغات
از دل تا قلم - من برگشتم
" با قلم دلگویه ها را تصویر میکنم "

من برگشتم

نویسنده :بانو
تاریخ:چهارشنبه 25 شهریور 1388-06:35 ب.ظ

هررفتی یه برگشتی داره ، منم بالاخره از سفر برگشتم .. سفرخوبی بود .. گم شدن در دل طبیعتی كه

مدتها دل تنگش بودم حس قشنگی بهم داد .. خصوصا اینكه باوزش هرنسیمی میشد بوی پاییز رو بخوبی

حس كرد .. پاییزی كه سلطان فصلهاست و من عاشقانه دوستش دارم !

وقتی روزای آدم یكنواخت میشه خستگی عجیبی میاد سراغت ، قبل رفتن به این سفر ، من دقیقا همچین

حالی داشتم اما این بیست روزیكه رفته بودم ییلاق هیچ دوروزش مثل هم نگذشت و همین تنوع باعث شد

خستگیم كاملا ازبین بره و با یه روحیه ی شاد و تازه آماده ام تا سال جدید تحصیلی رو شروع كنم !

تواینمدت كلی هم كارای مفید كردم از بچه داری بگیر تا رب گرفتن و رفتن به خواستگاری ! چشمک حالا اگه

فرصتی بود حتما میام و بعضیاشو واستون تعریف میكنم !

راستی ممنون بابت تبریكات تولد .. گرچه بعد نوشتن پست قبلی دیگه نتونستم كانكت شم و پیامای پرمهرتون

رو همین امروز دونه دونه خوندم و بعد خوندن هركدومش هم كلی قند توی دلم آب شد .. مرسی ازهمتون !

امسال هم روز تولدمو رفتم كوه .. یعنی صبحش به اتفاق مامان ومادرجون اینا و البته به دعوت بابابزرگ مهربون

رفتیم باغ ولی نهار تولد رو به خواست خودم مهمون كوهستان بودیم و سكوت سحرانگیزش !

گرچه همه چیز درنهایت سادگی برگزار شد .. گرچه بجای قهوه و شیركاكائو و كافی میكس و كاپوچینو ، چای

هواشان خوردیم و عوض چیدن یه میز پرزرق وبرق ، باابتدایی ترین امكانات روی اتشی كه خودمون راهش

انداختیم گوشت كباب كردیم اما یكی از بیادموندنی ترین تولدا برام رقم خورد .. حتی بوی دودی كه همه ی

تنمو پركرده بود و اشكی كه بخاطر اومدن دود توی چشام همینطور شرشر روون بود هم دلچسب بود .. البته

امیر میگفت دود همیشه میره سمت كسیكه قراره پولدار بشه و خب همین حرفش باعث میشد موج موج

دودیكه هی میومد سمتم رو تحمل كنم !  البته جای جناب كاپیتان و هنرنماییش واقعا خالی بود ! كاپیتان جون

یادت باشه قراره یه روزی تو تولد من باشی و برقصی ها ! چشمک بگذریم كه بر وبچ حسابی آتیش سوزوندن و

تا دلتون بخواد سربه سر كیك نداشته و شمع نبوده و سن رو نكرده ی ما گذاشتن و صدالبته كه بنده قرص و

محكم این رسم دیرینه رو حفظ كردم كه سن خانوما نباید روبشه .. خیال خانومای عزیز ازین بابت راحت باشه كه

این حقیر به هیچ عنوان این رسم قدیمی رو زیرپا نگذاشتم ! چشمک

مادرجون و بابابزرگ مهربون امسال یه كادوی تولد خیلی دوست داشتنی بهم دادن .. همیشه عاشق شنیدن

خاطرات قدیمی و داشتن وسایل قدیمی بودم .. درهمین راستا هم هست كه حتی كاغذ دست نوشت

مهریه ی مادربزرگ مادربزرگمو كه تقریبا صد سال قبل نوشته شده رو دارم و همینطور یه سری وسایل خیلی

قدیمی .. خب مادرجون هم ازین علاقه ی من به قدیما و وسایل قدیمی خبرداره .. اینه كه امسال بادادن

این هدیه خیلی خیلی منو خوشحال كرد ! ممنون مادرجون مهربونم

براتون گفتم كه امسال رب هم گرفتم .. بلههههههه .. اونم نه یك كیلو نه دوكیلو .. بلكه هجده كیلو رب !!!!

بلهههههههه .. پس چی فكركردین !!! هركیم فكركنه كه درین رب گیری من فقط چهار پنج بار دیگ رو هم زدم

و هیچ كاردیگه ای نكردم خیلی خیلی اشتباه فكركرده ! چشمک جونم براتون بگه كه یكشب تا سه صبح توی باغ

بیداربودیمو رب میگرفتیم .. اونروز از یازده صبح رفتیم باغ واسه رب گیری كه اینكار تا سه صبح روزبعد طول

كشید .. یه عالمه هم كنار همدیگه خوش گذشت .. جای همتون واقعا خالی ! نمیدونین چه هوایی بود اونشب!

صدای جیرجیركا و شغالا و جنگ وگریز دوتا سگ خوشمل مادرجون با گرگا وشغالا هم صدالبته كه برقراربود !

حالا چندتا عكس ازونشب برداشتم كه حتما دراولین فرصت براتون میگذارم !

خاطره وحرف وحدیث زیاده اما الان دیگه فرصت من تموم شده .. فعلا علی الحساب چندتا عكس زیر رو

ببینین تا پست بعدی :

- دریاچه ی روبروی كلبه ی دوست داشتنی من در كوهستان

- اینم همون كلبه ی كوچولو ( این كلبه رو چندسال قبل خونوادگی ساختیم یعنی بابا ومامان و من وداداشی ..

همونطور كه میبینین سعی كردیم طرح نقشه ایران رو باگچ اطراف پنجرش پیاده كنیم ! حالا چقدر موفق بودیم

نمیدونم ! اما اینو بگم این كوهستان و این كلبه واسه من یكی از بهترین جاهای این دنیاست .. چه زیبایی

طبیعت اطرافش درصبح وچه سكوت و آسمون پرستاره ش درشب ! آسمونی كه میشه كهكشون راه شیری رو

خیلی راحت باچشم توش دنبال كرد و دید ! )

- ورودی باغ باباجون ( باغیكه كلی خاطره ازبچگیا تاحالا درش دارم ! دوطرف این ورودی دوتا جوی آبه و اطراف

این دوتا جو سرتاسر سپیدارایی كه سربه آسمون كشیدن ! )

- اینم یه منظره ی پاییزی از باغ ! ( وای كه عاشق صدای خش خش برگهام زیرپاها وقتیكه تنها صداییه كه

باد باخودش به میون درختا میبره ! )

- اینم آبجی جون توی كوه درحال جمع كردن گلای وحشی خودروی !

.....................................................................................................

 نمیدونم چه حكایتیه كه توی یكسال گذشته مجبورشدم  دوبار گوشی همراهمو عوض كنم ! حالا توی

این سفر هم گوشیم ازبالای آبشار افتاد توی آب و رفت به دیار باقی ! سیم كارتم هم سوخت !!!! اینه كه

دوباری به نازلی جون و شایلین عزیزم از تلفن شهرستان زنگ زدم اما هیچكدوم جواب ندادن ! حتما شماره

ناآشنا بوده واستون !

ازدیگر ضررهای مالی كه توی این سفرخوردم گم شدن گوشواره هام و نگین حلقه ام توی كوه بود !

ایشالا پست بعدی باشه ادامه داستان سروین بانو !

بعد یكماه دارم میرم سراغ میل باكسم !

 همتونو دوست دارم و مواظب خودتون باشین .. حرفای من وشما حتما توی كامنت دونی همین پست !

..........................................................................................................................

زندگی فاصله ی آمدن و رفتن ماست

شاید آن خنده كه امروز دریغش كردی آخرین فرصت همراهی ماست !




داغ کن - کلوب دات کام
حرفای من و شما() 
livejasmin credit generator verification key
جمعه 4 اسفند 1396 05:05 ق.ظ
Right here is the right site for anyone who hopes to find out about this topic.
You know so much its almost tough to argue with you (not that I actually will need to…HaHa).
You definitely put a fresh spin on a topic that
has been written about for many years. Wonderful stuff, just great!
edibles
سه شنبه 1 اسفند 1396 01:06 ق.ظ
روز دیگر، در حالی که من در محل کار بودم، خواهر من اپل سیب من را به سرقت برده و آزمایش کرد تا ببیند آیا می تواند 30 پا کاهش یابد یا خیر، بنابراین او می تواند یک احساس یوتیوب باشد. من
اپل اپل در حال حاضر نابود شده و 83 نمایش دارد.
من می دانم که این کاملا موضوع است اما من
باید آن را با کسی به اشتراک بگذارید!
shuffle cats hack
جمعه 29 دی 1396 09:30 ق.ظ
سلام عزیزم، آیا شما واقعا به این وب سایت روزانه مراجعه می کنید؟
اگر چنین است، بدون شک تجربه لذت بخش خواهد بود.
imvu hack
دوشنبه 13 آذر 1396 06:24 ب.ظ
این واقعا توجه کردن است، شما یک وبلاگ نویس بسیار حرفه ای هستید.
من به خوراک خود پیوستم و در تلاش برای اضافه کردن پست با شکوه خودم ماندنی هستم
علاوه بر این، من وب سایت خود را در اجتماعی من به اشتراک گذاشته ام
شبکه های
cam4 token gold generator
دوشنبه 6 آذر 1396 06:10 ب.ظ
This is the perfect website for anyone who would like to understand
this topic. You know a whole lot its almost tough to argue
with you (not that I actually will need to…HaHa).

You definitely put a brand new spin on a subject which
has been discussed for decades. Wonderful stuff, just great!
clash royale free gems
دوشنبه 8 آبان 1396 11:14 ب.ظ
من نمی دانم که آیا این فقط من است یا اینکه هر کس دیگری مسائل را تجربه کند
با وبلاگ شما به نظر می رسد بعضی از متن ها در پست های شما هستند
در حال اجرا از روی صفحه نمایش آیا می توانم شخص دیگری لطفا بازخورد و اجازه بدهید
من می دانم اگر این اتفاق می افتد به آنها نیز؟ این ممکن است با مرورگر اینترنتی من مشکل باشد
چون قبلا این اتفاق افتاد. قدردانی آن
are psychics real
دوشنبه 8 آبان 1396 08:36 ب.ظ
در کار، کار عالی!
std testing centers
دوشنبه 8 آبان 1396 07:57 ب.ظ
متشکرم برای هر پست عالی دیگر. کجا میتونم کسی باشم
این نوع اطلاعات در چنین روش ایده آل نوشتن؟

من یک هفته بعد ارائه می دهم و من هستم
نگاهی به اطلاعاتی مانند
myfreecams token hack
یکشنبه 30 مهر 1396 02:42 ق.ظ
من واقعا وبلاگ خود را دوست دارم.. رنگ های بسیار زیبا و تم.
آیا شما این وب سایت را خودتان ساختید؟ لطفا به عنوان امیدوار باشید که وبسایت خود را ایجاد کنید و به آن پاسخ دهید
یاد بگیرید که در آن از این یا دقیقا چه موضوعی نامگذاری شده است.
کودوس!
real psychic
شنبه 15 مهر 1396 04:58 ب.ظ
من باید از تلاش های شما در این زمینه بپرسم
سایت. من واقعا امیدوارم که همان وبلاگ عالی را ببینم
پست های شما بعدا نیز هست. در حقیقت، توانایی های نوشتن خلاق شما تشویق شده است
من خودم، سایت شخصی خود را در حال حاضر؛)
Kyle
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 01:06 ب.ظ
Hello there I am so happy I found your weblog, I really found
you by accident, while I was searching on Digg for something else, Regardless I am here now and
would just like to say many thanks for a tremendous post and
a all round entertaining blog (I also love the theme/design), I don't have time to look over it all
at the moment but I have saved it and also added your RSS feeds,
so when I have time I will be back to read a great deal more,
Please do keep up the great job.
شیدا
شنبه 28 شهریور 1388 12:26 ب.ظ
عكسای واقعا قشنگی بود
تولدت هم باتاخیر یكماهه مبارك باشه
laleh
جمعه 27 شهریور 1388 07:27 ب.ظ
vayyy samin inja ke rafti behesht nabood?? delam khast hesabiiii.kheili ghashange. ba didane asksash aramesh gereftam
sonia
جمعه 27 شهریور 1388 01:24 ق.ظ
akh che hame chi khoshgel booood vay manam az oon koozeha delam khast
akhey samin joon bi sabrane montazere poste badi hastam azizam
پاسخ بانو : چه عجب خانوم خانوما ازین طرفااااااا ...
سونیا جون این عكسیكه گذاشتم و هدیه ی تولدمه كوزه نیست گلم ..
یكدست آفتابه لگن قدیمی نقرست با طرح قلمكاری روش .. البته چون عكس شب گرفته شده كیفیتش خیلی خوب نیست و رنگ واقعیشو نشون نمیده
رنگشون نقره ایه نقره ایه !
نازلی
جمعه 27 شهریور 1388 12:19 ق.ظ
ثمین گلم خیلی خوشحالم که این مدت حسابی بهت خوش گذشته ، حقیقتا فکر میکنم بهترین جایی بود که میتونست خستگی این مدت رو از تنت بیرون کنه
من هم مدتهاست دنبال یه همچین جایی هستم اما ترجیحا تنها...من که مادربزرگ و پدربزرگ ندارم واسه همین ترجیح میدم یه روزی رو همچین جایی تنها باشم و ....
عزیزم من اگر میدیدم که بهم زنگ زدی حتما جواب میدادم کلا من اینجوری نیستم که تلفن آشنا نباشه جواب ندم اما حتما وقتی زنگ زدی پیش گوشیم نبودم و اینجور موقع ها وقتی میام میبینم کسی زنگ زده با شماره ای که نمیشناسم یه کم خجالت میکشم زنگ بزنم
خلاصه که شرمنده هستم گلم
حتما امشب یا اگر شد فردا باهات صحبت میکنم :*
راستی ممنون برای همه حرفهای قشنگت توی کامنت دونی دوست خوبم
پاسخ بانو : كاش افتخاربدی و بیای یه دفعه باهم بریم به دیدن این طبیعتی كه مطمئنم
بكریشو كمترجایی توی این دنیا میشه
پیدا كرد .. منكه بی تعارف گفتم ..اگه پایه بودی یاعلی !
حرفاییم كه گفتم یك هزارم ازهمه ی اونچیزایی بود كه توی دلمه ..
دوستت دارم یه عالمههههههههههههه
فریبا
پنجشنبه 26 شهریور 1388 11:21 ق.ظ
ووووووووووواااااااااای چه جای باصفا و قشنگی ! حتی دیدن تصاویرش به ادم ارامش میده !
كادوی تولدت هم واقعا دلنشین بود
خوشبحالت كه حالا صاحبشون هستی
منم عاشق چیزای قدیمیم ! مباركت باشه دوست خوبم !
پاسخ بانو : ممنون فریبای عزیز
مامان نازگل
پنجشنبه 26 شهریور 1388 09:26 ق.ظ
به به چه جای با صفایی میتونم بفهمم چقدر خوش گذشته بهت اخه منم عاشق همین جاهام...از همه بیشتر عاشق دنیای بیخبری و دور از هیاهوش هستم...
پاسخ بانو : سلام دوست قدیمی وباوفای من ..
حقیقتا بكری و آرامش اینجور جاها بیشترازهرچیزی به دلم میشینه
ایشالا یه دفعه باهم بریم اونم همراه نازگل خوشگلمون
خانومی
پنجشنبه 26 شهریور 1388 02:22 ق.ظ
خوشحالم که بهت خوش گذشته
منم به یه سفر احتیاج دارم اما انگار جور نمیه فعلا
پاسخ بانو : ایشالا واسه توهم جور میشه عزیزم
v
پنجشنبه 26 شهریور 1388 01:53 ق.ظ
سلام
همه عکسها رو دیدم جالب بود
باصفا بمانید وسالم
پاسخ بانو : ممنون نازنین
آوامین=سوگند
پنجشنبه 26 شهریور 1388 01:22 ق.ظ
اولا سلام به روی ماهت ثمین نازم...تولدت مبارک با تاخیر خانومی...
به جون آوامین اومدم تبریک بگم نمی دونم چرا نشد کامنت بذارم !
بعد هم دل نداشتم بیام اینجا بی تو دیگه نیومدم دیگه !!!
دوما خوشحالم خوش گذشته بهت...حسابی صفا کردی دیگه...
چقدر به همچین سفری نیاز دارم عالی آدمو زیرورو میکنی...
انشالله سال تحصیلی موفقیت امیزی داشته باشی خانوم پزشک...
عکس ها فوقالعاده زیبا بودند و دل منو سوزوندن...
کادوت هم که واقعا سورپرایزه من دیدم کیف کردم چه برسه به تو که الان مال تو هستن اونا !
موبایل و سیم کارتم بی خیال تنت سلامت ...
مواظب خودت باش...
بوس...
اُلیــــــــــــو!
چهارشنبه 25 شهریور 1388 10:50 ب.ظ
خوش اومـــی عزیـــز دلم:*

دلم بــرات تنگ شــده بــود..خوشحالم که بهت خوش گــذشته..کلبــه تون فوق العــاده بــود..طبیعت کوهستان رو دیوونشم نیست که بچــه ی اون طــرفـام! واسه همـونه..

منتــظر پست بعدی و سروین بـانو هستم:*
پاسخ بانو : دل منم واسه تو وهمه دوستای خوبم تنگ شده بود .. خیلی خیلی بفكرت بودم ! امیدوارم همه چی خوب باشه و
دل مهربونت شاده شاد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر