تبلیغات
از دل تا قلم - ای آنكه نامت دواست، دریاب !
" با قلم دلگویه ها را تصویر میکنم "

ای آنكه نامت دواست، دریاب !

نویسنده :بانو
تاریخ:دوشنبه 6 مهر 1388-03:10 ب.ظ

پرودرگارا ای آنكه ندیدنت با چشم سر ، دل انگیزتر از هر دیدن است ..

ای تو كه آسمانت بهانه ی پرواز و زمینت تمنای زندگیست ..

ای خدایی كه هرروز و هرلحظه با هر نشانه ای درین دنیا یادت دردلم زنده میشود

خدایی كه همه جا هستی .. خدایی كه همه فریادت میكنند ..

درخت با زبان خودش ، كوه با روش خودش و من و ماهم با راه وروش خودمان ..

خدایی كه میگویی هیچ آداب و ترتیبی مجوی هرچه میخواهد دل تنگت بگوی

آری باتوام .. با خودخودت

امروز آمده ام تا بی هیچ آداب وترتیبی به تو بگویم كه بیشترازهرزمانی محتاج یك اشاره ات هستیم

محتاج یك نگاه زیرچشمی ..

مگر نه اینكه میگویی :

" رودها از خود نه طغیان میكنند

آنچه می گوییم ما آن میكنند

ما به دریا حكم طوفان میدهیم

ما به سیل و موج فرمان میدهیم

نقش هستی نقشی از ایوان ماست

باد و اب و خاك سرگردان ماست

قطره ای كز جویباری میرود    از پی انجام كاری میرود

ما بسی گم گشته بازآورده ایم      ما بسی بی توشه را پرورده ایم

میهمان ماست هركس بینواست    اشنا باماست چون بی آشناست ... "

آره خدای مهربون ماهم امروز یك گمشده داریم ، یك گمشده ای كه فقط و فقط تویی كه میتونی بهمون

برش گردونی .. فقط و فقط خودت ..

خداجون این گمشده رو هم به آغوش خونوادش برگردون ..

مگه نه اینكه من هرروز وهمیشه نصیحت خاموش باد رو میفهمم كه بااجازه ی تو نوازشگر برگها میشه ؟!

خداجون به هستی فرمان بده تا معجزه ای رخ بده ..

امروز و درین لحظه دلهایی دردمند كه خودشون رو میون پول و قدرت و تكنولوژی تنهاتر از هرزمانی حس میكنند

از همه جا دل بریدن و با دنیایی التماس بسوی تو اومدند ..

امروز من و خیلیای دیگه پرازخواهشیم به درگاهت تا صدامونو بشنوی ..

خدایا تو تجلی وجودی و محبت بی انتها .. تو كریمی و بخشنده ی بی همتا ..

چطور میشه بااینهمه مهربونی و بخشندگیت بذاری ما دست خالی از بارگاه كبریاییت برگردیم ؟!!!

مهربانا محتاجیم تا هستی ات ، این نیستی را نابود كند ..

بشنو صدای خواهشمان را و اجابت كن ای بخشنده ی مهربان ..

همه باهم واسه تجمیع یك دنیا انرژی مثبت برای این جوون 

                

یا من اسمه دوا و ذكره شفااااااااااااا ....




داغ کن - کلوب دات کام
حرفای من و شما() 
Thad
سه شنبه 10 مرداد 1396 08:51 ب.ظ
You made some really good points there. I looked on the net for
more info about the issue and found most people will
go along with your views on this site.
at home std test kit
دوشنبه 5 تیر 1396 05:53 ق.ظ
بسیار core از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن
مناسب در آغاز آیا نه کار درست با من پس
از برخی از زمان. جایی در سراسر جملات شما قادر به من مؤمن اما فقط برای while.
من هنوز کردم مشکل خود را با جهش در منطق و یک ممکن
است را خوب به پر کسانی که معافیت.
که شما در واقع که می توانید انجام من
را بدون شک بود تحت تاثیر قرار داد.
Clarita
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 10:36 ب.ظ
Its such as you read my mind! You appear to understand
so much about this, like you wrote the e book in it or
something. I feel that you simply could do with some percent
to power the message home a bit, but instead of that, that is wonderful blog.
A great read. I will definitely be back.
Janelle
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 12:19 ب.ظ
I'd like to find out more? I'd love to find
out more details.
زهرا
سه شنبه 7 مهر 1388 02:58 ب.ظ
خدایا بازم خودت!
فریبا
دوشنبه 6 مهر 1388 11:30 ب.ظ
وای چندبار كامنتم پابلیش شده !!!!!!!
ببخش ثمین جون
پاسخ بانو : این اشكالات گاهی پیش میاد !
خودتو ناراحت نكن
فریبا
دوشنبه 6 مهر 1388 11:29 ب.ظ
صبح نمیشد كامنت گذاشت ولی ممنونم كه
به پیامم توجه كردی و كامنت دونیو بازكردی !
مرسی ثمین خوبم
پشت لحظه ها
دوشنبه 6 مهر 1388 11:29 ب.ظ
خوشحالم که هستی
پشت لحظه ها
دوشنبه 6 مهر 1388 11:28 ب.ظ
ثمین جون من الهامم ... فکر کنم نمی نوشتی درسته ؟ یادمه اومدم آدرس بدم و نبودی؟
پاسخ بانو : سلاااااااااااااااام دوست قدیمی و عزیزم
اگه بدونی چقدر دنبالت بودم و توروزای تابستون چقدر توفكرت كه آیا امروز الهام عروس میشه یافردا !!!!
بالاخره فراخوان دادمو دوستان بهم آدرستو دادن .. خیلی خیلی خوشحالم كه دوباره پیدات كردم عروس خانوم
راستی عروسیت هم باتاخیر مباااااااااااارك باشه ..ایشالا خوشبخت خوشبخت باشی دركنار عشقت !
فریبا
دوشنبه 6 مهر 1388 11:27 ب.ظ
صبح نمیشد كامنت گذاشت ولی ممنونم كه
به پیامم توجه كردی و كامنت دونیو بازكردی !
مرسی ثمین خوبم
فریبا
دوشنبه 6 مهر 1388 11:12 ب.ظ
صبح نمیشد كامنت گذاشت ولی ممنونم كه
به پیامم توجه كردی و كامنت دونیو بازكردی !
مرسی ثمین خوبم
پاسخ بانو : نمیخواستم واسه این پست كامنت دونی بذارم اما تو اصراركردی و خب منم نخواستم حرف دوستمو رد كنم !
فریبا
دوشنبه 6 مهر 1388 11:10 ب.ظ
خوندم و اشك ریختم
اشك ریختم و خوندم
هیچ شكی نداشتم كه تو نویسنده ای عزیزم
و حالا هیچ شكی ندارم كه چقدر خوبه آدم یك دوست نویسنده داشته باشه !
منم برای این جوون نازنین دعا میكنم ! ازته دلم
براش انرژی مثبت میفرستم به امیداینكه خدای مهربون اجابتمون كنه!
ثمین خوش بحال دوستت كه همچین دوستایی داره ! كاش منم یه دوست مثل توداشتم !
تواین غربت خیلی تنهام !
پاسخ بانو : ممنون بابت لطفیكه بهم داری فریباجان
ازت خواهش میكنم به هرزبونی كه
بلدی باخدای خودت حرف بزن وازش بخواه این عزیزنازنینمونو به سلامت به جمع خونوادش برگردونه ..
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر