تبلیغات
از دل تا قلم - واقعا چطوری؟
" با قلم دلگویه ها را تصویر میکنم "

واقعا چطوری؟

نویسنده :بانو
تاریخ:پنجشنبه 10 دی 1388-05:39 ب.ظ

پیرزن داره با یه لهجه ی خاص كه حدس میزنم مال سمنان و اونطرفاست به دكتر

توضیح میده .. پسرش كه حدود سی سالست میاد وسط حرف مادرش و میگه :

نه اقای دكتر هیچكدوم اینا نبود .. دفعه قبلم مشكل فقط این بود كه یه ده هزارتومن توی

گلوی حاج خانوم گیركرده بود كه به محض اینكه دكترش متوجه شد خیلی سریع مریضی

مامان الحمدالله خوب شد ، والا من فك میكنم الانم مسئله همونه !

دكتر همینجور كه خودكارش روی كاغذه زیرچشما یه نگاهی به پسره میندازه .. نگاه دكتر

داره كش دار میشه كه یكمرتبه یه آقای حدودا پنجاه ساله كه انگاری مریض بعدیه و اونطرف

رو صندلی نشسته بایه حالت خیلی متعجب به پسره نگاه میكنه و بعد درحالیكه تعجب و

شوكه شدن از لحنش كاملا معلومه از پسره می پرسه :

ببخشید چطوری تو گلو گیر كرده بود ؟!

پسره میگه چی ؟!

اقای میانسال میگه : همون ده هزارتومن دیگه !!!!!

من و اقای دكتر بسیار تلاش میكنیم جلوی خندمونو بگیریم چون از حالت چهره و لحن این

بنده خدا كاملا میتونی بفهمی كه بی هیچ مسخرگی داره این سئوال رو می پرسه و درواقع

خیلیم كنجكاوه كه جواب رو بدونه .. اما پسره با یه حالت خیلی چندش آور بلند میزنه زیر خنده

و حالا نخند كی بخند .. مرد میانسال رنگش سرخ میشه و هیچی نمیگه !

آقای دكتر نسخه رو میگیره طرف پسره و میگه بفرمایید آقا .. داروهارو تهیه كنین اگه بازم

مشكلی بود تشریف بیارین .. پسره درحالیكه هنوزم به مرد نگاه میكنه و میخنده جلوتراز

مادرش میره سمت در .. اونا كه خارج میشن هنوزم میشه صدای خنده های پسرك رو شنید !

دكتر اما با حالت خیلی مهربانانه رو میكنه به این آقای میانسال و میگه اهل كجایی پدرجان ؟!

و باب گفتگو باز میشه .. متعجبم از دكتر كه بین همه ی اساتید و دانشجوها به غد بودن

و سكوت معروفه و حالا چقدر خاضعانه داره بااین پیرمرد ساده روستایی حرف میزنه ..

و من تو دلم به این فكر میكنم كه ببین هنوز تو مملكت ما چه ادمای ساده ای وجود دارن ..

كسانیكه اینروزها داره بیشترین سوء استفاده از عقاید و باورهاشون میشه تا دنیا به كام

عده ای ران* ت خور دروغگو باشه !

مرسی مانیا جان واسه تذكری كه براپست قبل دادی .. یك غلط نونزده !

**********************************************************

پژمردن یك شاخه گل، نشانی از غفلت ماست

نتیجه ی خاموشیه من و تو و آدمكاست .




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.