تبلیغات
از دل تا قلم - تولدم مبارک
" با قلم دلگویه ها را تصویر میکنم "

تولدم مبارک

نویسنده :بانو
تاریخ:سه شنبه 29 مرداد 1387-02:08 ق.ظ

دیشب داشتم آلبوم عکسای قدیمی رو ورق میزدم ! یه مرتبه سفر کردم به

بیست و چندسال قبل ! دیدن چشمای تو که پربود از برق شادی .. اون صورت

خوشگل وجوون و مهربونت .. بااون پوست بی نظیرت که همیشه و همه جا

همه کس تحسینش میکنن و جالبه که اینروزها هرآدم تازه ای باهات آشنا میشه

از کرم و مواد آرایشی مورداستفادت میپرسه درحالیکه هیچکدوم نمیدونن تو اصلا

اهل لوازم آرایشی وبهداشتی نیستی حتی درحد نیازهای واجب !

تو همه ی اون عکسها نگاهت فقط روی کوچولویی که توی بغلته و من چه راحت

میتونم توی این نگاه یه دنیا عشق و مهر بی منت رو لمس کنم !

خیلی روزا وشبها رو توی ذهنم مرور کردم .. حتی یاد خرگوشمم افتادم ! یادته

یه خرگوش خوشگل سفید وصورتی داشتم ! با چشای درشت و دست وپاهای

خوشگل پشمالو .. چقدر دوستش داشتم ! یارغار دوسالگیم بود .. آره شاید

عجیب باشه اما من خیلی خوب روزای دوسالگیمو یادم میاد و تصویر اون خرگوش

سفید ملوس رو ! واون حیاط باغی بزرگ رو ! یادته یه روز عصر رفته بودیم خونه ی

مادرجون و چون من کمی تب داشتم وبی حال بودم تو نذاشتی خرگوشکو بغلم

کنمو باخودم بیارم ! وقتی برگشتیم کلید که توی در انداختیم صحنه ای رو دیدم

که هنوز بعد گذشت اینهمه سال تازس برام .. قطره های کوچک خون که از جلوی

در تا نزدیکیای حوض ادامه داشتن .. وای چقدر واسه خرگوشم بی تابی کردم !!!!

و بعد خداحافظی ازون خونه و یه سفر چندساله به یه سرزمین دور ..

ازونسالها خاطرات روشنی توی ذهنم نمونده اما تا دلت بخواد از کوچه ی قدیمی

و اون خونه ی دوطبقه ی قدیمی و اون پنجره ای که کنار درخونه بود وهرشب جمعه

توش شمع روشن میکردیم .. از زری و مهرداد .. از پله های پیچ در پیچ چوبی ..

از درخت بزرگ چندصدساله ی وسط حیاط که شاخه های تنومندش آشیون

پرنده های زیادی بود .. و حتی از اون شونه بسر خوشگل باغ کناری که من برای

اولین و آخرین بار هدهد شونه بسر رو از نزدیک دیدم و خیلی و خیلی چیزای دیگه

یادم مونده وخاطره دارم !

من حتی تصویر اون عصر جمعه که تو وبابایی بالا خواب بودین و من وداداشی

پایین داشتیم دکتر بازی میکردیم و من قرصای آسپرین بچه رو همراه چندتا قرص

دیگه توی آب حل کردم وهمشون زدم و یه معجون جادویی درست کردم و دادم

به خورد داداشی که مثلا مریضم بود و بعدش نگرونی زیاد تو تا رسیدن به درمانگاه

و اون شلنگ کذایی که کردن توی دهن من و داداشی و آخ که هنوز که هنوزه

هنوز که هنوزه تا چشمم بهش میفته این خاطره ی گس جلوی چشام جون

میگیره و وای که من چقدر ازین شلنگ بدم میاد !

و بعد هم روزهای خوش مدرسه و راهنمایی و دبیرستان و ....

نمیخوام نوشتم طولانی بشه واسه همینم از سفرای مختلف و خاطره های

جورواجور مدرسه و معلمها و روزهای تلخ وشیرین نمی نویسم !

اما ورق زدن آلبومای قدیمی تک تک اونروزها رو برای من زنده کرد .. تا رسیدم

به این سالهای نزدیک ! و باز در آستانه ی اول شهریوری دیگر .. روز تولدم را بسیار

دوست میدارم نه بخاطراینکه روز تولد من است بلکه به این دلیل که سالروز مادر

شدن توست ! به این خاطر که تو اینروز را بسیار دوست داری  .. بارها این را به

خودم گفته ای ! گاهی یواشکی در گوشم نجوا کرده ای و گاهی درجمع دوستها

از روز تولد من و پیدایش یک حس جدید ومتفاوت در خود گفته ای !

و من هرسال که این روز را جشن میگیرم به این می اندیشم که اگر نبود اینهمه

فداکاری و ایثار تو و پدر قطعا من امروز بااین دل شاد شمعها را فوت نمیکردم !

قطعا امروز رنگ دیگری برایم داشت ..رنگی دور از رنگین کمانی که هست !

همه خوب میدانند که اهل جشن تولد و میهمانی های آنچنانی به مناسبت تولدم

نیستم ! همیشه دوست داشته ام درنهایت سادگی و سکوت اینروز بگذرد ..

شاید اگر به خودم باشد به نوشتن چند خط در دفتر یادداشتهایم اکتفا کنم اما

اینکه تو وبقیه دوست دارید این روز را شادتر از بقیه ی روزها بگذرانیم بهانه ای

میشود که به خواهش دلتان نه نگویم ! دلم میخواست امسال را بروم به همان

کلبه ی دنج کوهستانی و بزرگ شوم اما بازهم نشد .. چندسالیست که خیلی

چیزها بر خواست دل من نمیشود این هم روی همه ی آنها ! خنثی

اول شهریور روز پزشک هم هست ! بی صبرانه انتظار روزی را میکشم که این

دومناسبت را باهم جشن بگیرم ! شاید آنموقع بهانه ی بهتری برای جشن گرفتن

داشته باشم ! پزشک بودن افتخار بزرگیست که شایسته ی جشن گرفتنست !

البته بشرطیکه حقیقتا پزشک باشی نه اینکه پزشکی صرفا عنوانی باشد که از

لحظه ی چاپ اسمت در روزنامه و درردیف قبولیهای رشته ی پزشکی ،یدک بکشی

بگذریم ... جشن تولدست و نباید حرفهای حاشیه ای خرابش کند ..

                                       

با اجازه ی همه ی دوستان قبل هرکسی خودم به خودم میگم تولدم مبارک  لبخند

..........................................................................................................

* حال خیلی خوبی داره وقتی بعد مدتها نبودن یه دوست عزیز وبلاگی ، به عادت

همیشه سری به خونه ی سبزش بزنی و ببینی که تازه آب و جارو شده و پره از

عطر رزسفید !

دلم واقعابرای تو ونوشته هات تنگ شده بود!خوشحالیم از نوشتن دوبارت بی حده!

...........................................................................................................

* فراموش که نکردین ! جواب کامنتها توی کامنت دونی ! مخصوصا اون دوستانیکه

یا وب ندارن یا وبشون کامنت دونی نداره ! جناب کاپیتان ، خانوم من، باشمام ها!

............................................................................................................

من درست مثل خودم هنوز و تا همیشه دوستت دارم !

............................................................................................................



نوع مطلب : عمومی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
مهیار
چهارشنبه 6 شهریور 1387 10:08 ق.ظ
تولدت مبارك باشه دوست مهربون ما
بانوی مهر
چهارشنبه 6 شهریور 1387 10:08 ق.ظ
تولدت مبارك دوست عزیز
جذب رنگ قشنگ قالبت شدم خواستم تولدت رو هم تبریك بگم
هاله مامان ارشیا
چهارشنبه 6 شهریور 1387 10:08 ق.ظ
ثمین جان تولدت مبارك
خانوم كوچولو
چهارشنبه 6 شهریور 1387 08:08 ق.ظ
سلام
وبلاگ سراسر عشقت خیلی نازه .
من تازه یه خونه كوچولو ساختم .بیا
ماماننازگل
چهارشنبه 6 شهریور 1387 06:08 ق.ظ
حالا روزی شونصد بار میام و روز پزشك و تبریك میگمممممممممم
Arezoo Maman e Arash
سه شنبه 5 شهریور 1387 04:08 ق.ظ
ثمین جان سلام
خوبی خانم گل؟ تولدت مبارك. ببخش كه دیرآمدم. اصلاً دسترسی به اینترنت نداشتم درست و حسابی. بهترینها را برایت آرزومندم. میگم با كی غیبت من را میكردی؟!!!! من همیشه و در همه حال به یادت هستم خانم دكتر گل. روزت هم مبارك.
غریب آشنا
سه شنبه 5 شهریور 1387 12:08 ب.ظ
تولدت مبارك دخترخانوم خوشگل وناز و مهربون .دلم خواست منم جزو
كامنت دونی این پستت باشم گرچه شاید نشناسیم اما مهم اینه كه من
میشناسمت ومیدونم واسه كی دارم تبریك مینویسم !
نیلوفر
سه شنبه 5 شهریور 1387 10:08 ق.ظ
ثمین جون سلاممن دوباره اومدم.تولدتو بهت تبریك می گم خانوم دكتر گل
ندا مامان رادبن
دوشنبه 4 شهریور 1387 11:08 ق.ظ
عزیزم تولدت مبارك روز پزشك هم مبارك ایشالله كه همیشه یك آدم موفق در زندگی باشی.
ثمین
دوشنبه 4 شهریور 1387 10:08 ق.ظ
مرسی مرسی مرسی یه دنیااااااااااااااااااااااا از همه ی شما
دوستای خوب ومهربون كه خیلی دوست داشتنی اید .
تولد امسالم با وجود اینهمه پیامای قشنگ قشنگ وپراز محبت, خاطره انگیزتر از همه ی سالها شد ! و من اینو مدیون و ممنون شما مهربونا هستم !
واما الهام جونم ازاینكه اینهمه به همه چی توجه میكنی خیلی ازت ممنونم ! البته تو وبقیه دوستان لطف دارین . من فقط
وظیفه دوستیمو انجام میدم ! همین ! وخوشحالم اگه بتونم حتی
كوچكترین كمكی به هركدوم از دوستای گلم بكنم !

والا محسن جان چی بگم ..خب گاهی از نظر كادو به ضررم میشه دیگه!
اما من اینقدر همزمانی این دوتا مناسبتو دوست دارم كه فكر نمیكنم هیچ كادویی رو توی این دنیا اینقدر دوست داشته باشم !
مهدی
دوشنبه 4 شهریور 1387 09:08 ق.ظ
ثمین خانوم عزیز تولدتون مبارك البته با یه كم تاخیر ! متن بسیار زیبا وتاثیر گذاری بود ودرعین حال قابل تمجید همیشه موفق باشید
عسل
یکشنبه 3 شهریور 1387 11:08 ق.ظ
تولدت با تاخیر مبارك ثمین جون. می گم چرا باز دوباره هوا انقدر گرم شد؟
سونیا
یکشنبه 3 شهریور 1387 05:08 ق.ظ
تولدت مبارك دوست خوب و مهربون من
یه غریبه
یکشنبه 3 شهریور 1387 03:08 ق.ظ
سلام..
تولد تلد تولدت مبارك همیشه شاد باشی و موفق
وبلاگ جالبی داری خسته نباشی
به منم سر بزن خدافظ
نازنین-عادت میكنیم
یکشنبه 3 شهریور 1387 12:08 ب.ظ
سلام عزیزیم خوبی
تولدت مبارك خانم دكتر كوچولو
روزت مبارك در ضمن
مرسی از كامنتهات
پست تولدتم خیلی قشنگ بود خیلی خیلی ..
راستی برگشتی ...خبری نشد ازت ..
مواظب خودت باش
میژون
یکشنبه 3 شهریور 1387 11:08 ق.ظ
ثمین جونم تولدت مبارک روز پزشک هم مبارک. فکر نکنی کامنت نمی زارم یعنی اینجا نمیاماااا از توی گوگل ریدر همه رو می خونم... آدرس جدیدم رو توی خصوصی ها گذاشتم.... همیشه بخند
دوكبوتر
یکشنبه 3 شهریور 1387 11:08 ق.ظ
ثمین جون فكر كنم پست قشنگی بشه . آخه خاطره های شكار و كلبه های شكاری یه چی دیگه است . زود دست به كار شو و بنویش ببینم چی شده كه قید شكار رو زدی .

ثمین یه جورایی برای همه سنگ صبور هستی و راهنمایی شون میكنی . اینو از كامنتهایی كه برات می زارن فهمیدم

ممنون از حضور همیشگیت
زهرا
یکشنبه 3 شهریور 1387 10:08 ق.ظ

سلام ثمین عزیزم .... باورت میشه دیروز داشتم به همسرم میگفتم یکی از دوستای وبلاگی تولدش و روز پزشک که روز خودشم هست یکی شده میخوام برم تو وبلاگش تبریک بگم بهش ..... بعد کامنتدونیمو که باز کردم دیدم که برام کامنت گذاشتی ممنونم عزیزمممممممممممممم.....متاسفانه دیروز کامنتم ثبت نشد ... ولی امروز این روز قشنگو بهت تبریک میگم فکر کنم 26 ساله شدی! ...7 تا رز سرخ تقدیم به تو دوست خوبم!

سمیه
یکشنبه 3 شهریور 1387 10:08 ق.ظ
وای چه متن قشنگی بود بقول یكی از دوستان پرداخت تو به همه مسائل همیشه متفاوت از بقیه بوده و این تفاوت خیلیم زیباست !
ثمین عزیزم تولدت خیلی خیلی خیلی مبارك باشه .بهترین ارزوهای دنیا رو برای تو دوست خوب میخوام
مارال
یکشنبه 3 شهریور 1387 09:08 ق.ظ
تولدت مبارك. چقدر احساست رو در مورد مادرت قشنگ نوشتی.
روزت هم مبارك.
آوامین
شنبه 2 شهریور 1387 11:08 ق.ظ
سلام عزیزم...معذرت و شرمنده که دیر رسیدم...آخه نمی دونستم...صمیمانه بهت تبریک میگم...همین طور روز پزشک رو...بهترین آرزوها رو دارم برات دوست نازننینم....بوس
مونی
شنبه 2 شهریور 1387 03:08 ق.ظ
مباركا باشه صمین خانوم گل . ایشالا كه 120 ساله شی
مامان نازگل
شنبه 2 شهریور 1387 01:08 ق.ظ
سلام خانم دكتررررررررررررررررررر دو تا مناسبتم مبارك هم روز پزشك هم روز تولدت خانمی اینشالا بههمین زودیا یك جشن حسابی بگیری و در لباس مقدس پزشكی خدمت كنی به جامعه
اینشالا جشن 120 سالگیتو در سلامتی كامل بگیری
میبوسمت یك عالمههههههههههههههههههههههه
هلن
شنبه 2 شهریور 1387 10:08 ق.ظ
سلام عزیزم
من هم دلم برات تنگ شده بود.
هم تولدت و هم روز پزشك رو بهت تبریك میگم. خانوم دكتر عزیز وبلاگستان
و آرزوی سهادت و خوشبخنتی میكنم برات
دوكبوتر
جمعه 1 شهریور 1387 10:08 ق.ظ
ای جاااااااااااان تولدت مبارك عزیزترینم . من بگم ؟ 24 یا 25سالته ؟

سارا و پاییز
جمعه 1 شهریور 1387 10:08 ق.ظ
تولدت هزار باد مبارك
دلت خوش و سرت سبز
....................
و در باره من ... روز تولدت فقط جشن بگیر و شاد باش و آرزویهای خوب كن
مابقی چیزها مهم نیست ...مثل اینكه در زندگی همه گاهی بحران هست / ناملایمی هست / اشتباه هست و شاید هم وبلاگ ادم لو می رود یا آدم خسته است یا دلزده است یا منتظر ...
تو اما شاد باش و بدرخش ... امروز روز توست . باشد كه همیشه اینگونه باشد كه بسیار هم لایقش هستی
سارا و پاییز
جمعه 1 شهریور 1387 10:08 ق.ظ
تولدت هزار باد مبارك
دلت خوش و سرت سبز
....................
و در باره من ... روز تولدت فقط جشن بگیر و شاد باش و آرزویهای خوب كن
مابقی چیزها مهم نیست ...مثل اینكه در زندگی همه گاهی بحران هست / ناملایمی هست / اشتباه هست و شاید هم وبلاگ ادم لو می رود یا آدم خسته است یا دلزده است یا منتظر ...
تو اما شاد باش و بدرخش ... امروز روز توست . باشد كه همیشه اینگونه باشد كه بسیار هم لایقش هستی
نیلوفر
جمعه 1 شهریور 1387 05:08 ق.ظ
سلاممممم
وای دختر حالت چطوره ؟؟؟ چه عجــــــــب یادی از ما كردی !!!
تولدت مبارك هوارتا ایشالا كه سالهای سال با سلامتی و موفقیت زندگی كنی و به همه ی آرزوهای خوبت برسی .
در ضمن مقارن شدن روز تولدت با حرفه ت نمی تونه بی دلیل باشه ..... تو حتما می تونی راه سینا رو به شایستگی ادامه بدی !! موفق باشی عسیسم .
رها
جمعه 1 شهریور 1387 04:08 ق.ظ
ثمین جان تولدت مبارك عزیزم...امیدوارم 120 سال كنار خانوادت خوشحال و شاد زندگی كنی...
روز پزشك رو هم بهت تبریك میگم خانومی...ایشالا درسهات رو با موفقیت تموم كنی و یه خانوم دكتر موفق بشیو ما بهت افتخار كنیم : )
هالن
جمعه 1 شهریور 1387 01:08 ق.ظ
تولدت و روزت هر 2 مبارك دوست خوب من!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30