تبلیغات
از دل تا قلم - سلام
" با قلم دلگویه ها را تصویر میکنم "

سلام

نویسنده :بانو
تاریخ:دوشنبه 8 مهر 1387-10:09 ق.ظ

دوری تقریبا ۱۵ روزه ازین دنیای مجازی و دوستهایی که بعضیهاشان از خیلی

واقعیها هم واقعیترند حقیقتا سخت بود !علی رغم اینکه سفر بدی نبود و درمجموع

خوش گذشت اما دلم خیلی برای اینجا وبرای تک تک شما نازنینها تنگ شده !

در همه ی اینمدت دسترسی به نت نداشتم و دیروز همه ی پیامهای پرمهرتان را

یکجا خواندم و برای بار چندم بس مسرور شدم از داشتن دوستهای گلی چون

شما و لمس مهربانیهای بی دریغتان !

رمضان کم کم دارد میرود .. پاییز دوست داشتنی من آمده و امسال بعد از مدتها

آمدن پاییز را در دل طبیعت بکری لمس کردم که هرچه از زیباییش بگویم کم گفته ام

بعد سالها پاییز را باهمه ی زیباییهایش در جایی دیدم که آرزویش را داشتم و

با همه ی وجود لذت بردم از نظاره ی اینهمه شکوه و زیبایی ..

الحق که دل طبیعت بهترین جا برای درک حضور خداوند تواناست .. آنجا به هرطرف

که می نگری محالست نشانه ای از عظمت و قدرت و حضور خدا نبینی ..

چقدر به دلم نشست شبهای قدر امسال .. من و یک آسمان پرستاره و سکوت

دلنشین طبیعت و باد خنکی که میان قله ها و دامنه ها می چرخید و بعد بر

گونه های من مینشست .. با همه ی شبهای قدری که در زندگیم تجربه کرده بودم

فرق داشت .. بیشتر از هرزمان دیگری خود را به آسمان نزدیک دیدم .. آنشب

با همه ی وجود لمس کردم بالهایی را که برای پریدن و اوج گرفتن میخواستم ..

پرواز باشکوه و دل نشینی بود ، آنقدر که هنوز هم با یادآوری خاطره اش حال و

هوای تازه ای می یابم و دل تنگ میشوم برای لحظه لحظه ی آنشب !

گاهی نباید از خیلی چیزها نوشت .. گاهی فکر میکنم اگر درباره شان ننویسم

بهتراست اما باهمه ی اینها گاهی هم دلم میخواهد برای ثبت بعضی حسها و

لحظه ها و شریک کردن آنهایی که دوستشان دارم درین حسها اشاره ای هرچند

کوتاه بکنم و رد شوم .. این ورق زدن آرشیو ماهانه و مرور بعضی خاطره ها را

خیلی دوست میدارم .. پس مینویسم تا یادم بماند .. مینویسم تا تورا هم همراه

خودم به آنجایی ببرم که دوست دارم .. مینویسم تا باهم لذت ببریم .. باهم بگرییم

باهم بخندیم و باهم پرواز کنیم ! مینویسم تا یادمان بماند ...

کلی عکس و یه عالمه خاطره ازین روزهای نبودنم با خود آورده ام که بماند برای

فرصتی بهتر .. امروز فقط دلم خواست بیایم و تشکری کنم از همه ی بودنتان ..

دلم خواست بیایم و خسته نباشیدی جانانه بگویم به همه ی آنهایی که درین

یکماه دوست داشتنی میهمان ضیافت الهی بودند و میزبان بنده های خدا ..

دلم خواست بیایم و بگویم پاییز طلایی خوش آمدی ...

دلم خواست بیایم و بگویم کلاس اولیهامبارکتان باشداین بزم کتاب و قلم و دفتر ..

اولین قدم را جانانه بردارید ...

راستی هستی گل ما هم امسال کلاس اولیست .. یه کلاس اولی ناز و خانوم

این اولین گامهای مسیر طولانی آموختن را محکم بردار عزیزکم ! مبارکت باشه

دلم خواست بیایم و بگویم هرسال اول مهر یک دنیا خاطره در ذهنم زنده میشود..

هرسال اول مهر یک طومار طولانی از یادش بخیرها برای خودم مینویسم ..

هرسال اول مهر یک دنیا دلم میگیرد .. یک دنیا دلم تنگ میشود برای دنیایی که

داشتم و امروز ندارمش ..

هرسال اول مهر یک عالمه هوای دلم ابری میشود و چشمهایم کلی می بارند ..

هرسال اول مهر دلم میخواهد که من هم یک کلاس اولی باشم ..

و بعد همه ی اینها دلم خواست بیایم و فقط بگویم سلام !

سلام ای دوست .. ای آشنای غریبه .. سلام به تویی که ندیدمت اما دوستت دارم!

راستی حالت چطوره ؟! دلم خیلی برای تو و برای شما تنگ شده ..

............................................................................................................

* ختم قرآن هم به لطف خدای مهربون تموم شد ! میدونین من یه سری باورها

و اعتقاداتی واسه خودم دارم که خیلی برام مهمن و همیشه رعایتشون میکنم !

اینکه بیایم و با یه گروهی از دوستان ختم قرآن برداریم ایده ی بدی نیست ولی

اصولا خیلی دلم نمیخواد اینجور برنامه ها رو تو بوق و کرنا کنم .. بیشتر دلم میخواد

بعضی کارها رو فقط خودم از انجامشون باخبر باشم وبس .. ولی اینکه دوسالیه

برخلاف باورهام توی ختم قرآن همراه بقیه ی دوستای وبلاگی شرکت میکنم

دلایلی داره که نمیخوام اینجا ازشون بنویسم امااااااا حرفیکه خواستم بزنم اینکه

من فکر میکنم درهرحال توی ختم شرکت کردیم و هرکدوم چند جزء رو برداشتیم

ولی به شخصه دلیلی نمی بینم که چندروز یه بار بیام وبگم چقدر خوندم و چقدر

مونده ! چیزی که مسلمه اینکه مسئولیت خوندن چند جزء رو بعهده گرفتم و باید

تمومش کنم پس حتما تمومش هم میکنم ! نیازی به هرروز گزارش دادن نیست !

البته این نظر منه شاید شما عقیده ی دیگه ای داشته باشی ... Wink

 

                                                         

 

* پیشاپیش عید سعید فطر هم مبارک باشه .. الهی که دل هممون تو این ماه

عزیز خوب صیقل خورده باشه .. الهی که قدر این دل صیقلی رو خوب بدونیم و دیگه

اجازه ندیم لکه های سیاه جلوی درخشش رو بگیره !

                                                    

خدایا !

تو ! فقط تو با همه مهربانی

حتی با کسی که هیچ کس به او مهر نمی ورزد ..

تو کسی را می پذیری که هیچ سرزمینی اورا نمی پذیرد ..

تو ! فقط تو هستی که نیازمندان را کوچک نمی بینی و از خانه  خود نمی رانیشان

تو کوچکترین هدیه ها را هم می پذیری

قدر کارهای کوچک را میدانی و با پاداشهای بزرگ قدردانیت را نشان میدهی ..

هرکسی به سویت بیاید تو هم به او نزدیک میشوی و هرکه به تو پشت کند این

باز تو هستی که صدایش میکنی !

تو که مهربانی !

بخشی از دعای امام سجاد در روز عید فطر که پارسال توی یکی از وبها دیدم و

تودفترم یادداشتش کردم و امروز خواستم یکباردیگه باهم بخونیمش ..

                                                   

* طبق معمول این چندوقت حرفای من و شما همچنان توی کامنت دونی !

*خیلی زود برمیگردم و از خاطرات سفر خواهم نوشت ..

.............................................................................................................

امید بدین حتی اگه نیست !

..............................................................................................................



نوع مطلب : عمومی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
مانا
دوشنبه 15 مهر 1387 10:10 ق.ظ
پس كوشی ثمین جونم
قله نشین
دوشنبه 15 مهر 1387 08:10 ق.ظ
سلا م خانوم دكتر (البته دانشجوی دكترا كه قول داده بیاد بیرجند ولی هنوز كه به قولش عمل نكرده !!!)
عزیز من كه نگفتم دارو نمیخورم گفتم بدون تجویز دكتر و خودسر دارو نمیخورم
درمانهای گیاهی رو هم كی گفت قبول ندارم؟
من به دستو ر شما گل گاو زبون خریدم جهت معالجه سردردهام كه خیلی هم خوب بود
الانم بازم پذیرای درمانهای گیاهی شما می باشیم
حالایه زمان بگو بیام رو خط كارت دارم
مامان نازگل
یکشنبه 14 مهر 1387 03:10 ق.ظ
همیشه سفر و خوشی
ما هم دلمون واست تنگ میشه خانمی
وای ثمین جون از پائیز نگو كه عشقه منه منم عاشق پائیزم.
شراره مامان بردیا
یکشنبه 14 مهر 1387 11:10 ق.ظ
عسلی چطوری؟ خوووووووبی عزیز دل؟
یک من
شنبه 13 مهر 1387 11:10 ق.ظ
خیلی وقته میخونمت اما کامنتی نذاشتم نه اینجاونه هیچ جای دیگه
اما ازروزیکه این پست رو خوندم هی خواستم بیام وبگم خداییش قلم شیرینی داره به دل من یکی که واقعا میچسبه مخصوصا بعضی وقتا خیلی خوشمزه مینویسی
پرپری
شنبه 13 مهر 1387 10:10 ق.ظ
ثمین جان خوشحالم كه سر حال و شادمان برگشتی . گاهی اوقات یك مسافرت كوتاه كلی حال آدمو عوض می كنه . خدا رو شكر كه این سفر برای تو هم مفید بوده و حالا كلی سرحال و شاد هستی .
قله نشین
شنبه 13 مهر 1387 08:10 ق.ظ
سلام خانوم دكتر
چرا نمیای تو وب خودم نظر بذاری؟
راستی یه روزی كه واست امكان داره یه قرا ر بذار انلاین كمی میخوام باهات مشورت كنم
ثمین
جمعه 12 مهر 1387 11:10 ق.ظ
دوست خوبم من با هیچ كی دعوا نكردم ونمیكنم ! اون قسمت رو صرفا
جهت اطلاع رسانی نوشتم ! همین ! عید توهم مبارك و التماس دعا

نازلی جونم به هركی بگم بی معرفت مطمئنم تو یكی بی معرفت نیستی
خودتم میدونی كه چه دوست عزیزی هستی برام !

زهراجون من واقعا با كامنت گذاشنن توی وبت مشكل دارم عزیزم
قبولی خواهرت خیلی خوشحالم كرداما نتونستم كامنت بذارم ! ازت
یه دنیا ممنونم كه چه من بیامو برات پیام بذارم و چه مدتها كامنتی ازم نداشته باشی تو همیشه بهم سرمیزنی وهی گله هم نمیكنی ! واقعا
قدر میدونم بودنت رو دوست مهربونم..ریحانه ی خوشگلمو هم میبوسم

زهرا جون
زهرا
جمعه 12 مهر 1387 03:10 ق.ظ
سلام ثمین عزیزم ...رسیدن بخیر خانوم .... چه حس و حالی داره لمس روزای پاییزی توی اون اب و هوا .. ایشالا كه همیشه پر از حس های قشنگ باشی ...
نازلی
پنجشنبه 11 مهر 1387 11:10 ق.ظ
سلام ثمین جون
خوبی خانوم خوشگله ؟
بابا این همه مدت جا گذاشتی رفتی نگفتی یه عده چشم به راهت هستن ؟
منتظر سفرنامه هستیم با عكس های زیبا و هنرمندانه :دی
مراقب خودت باش
راستی من با آفلاین هم سراغت رو گرفته بودمااااااا نگی بی معرفت هستم
قله نشین
پنجشنبه 11 مهر 1387 08:10 ق.ظ
سلام دوست عزیز
اولا كه عید شما مبارك
ثانیا كه اصلا خوشم نیامد اینجوری با من دعوا كردی
خیلی بیرحمی
من گناه ندارم
این همه مدت ازت بی خبرم خب نگران شدم
اصلا مهم نیست نگرانی من
میدونی یه ماهه برام كامنت نذاشتی
به خیال خودت دوهفته نبودی
ولی واسه من یا ماهه كه نیستی
حالا هم اشكال نداره
زخمت رو هم دوست دارم
اما ناراحتم كردی
كه لزومی نداره هی بیان بگن
خب نگو
مگه كسی مجبورت كرده
من اوومدم سلام كردم انتظار جواب سلام داشتم ولی هیج خبری ازت نشد
تمام ماه رمضون نبودی
تازه اشم بهت تلفن هم زدم بازم جواب ندادی
نمیدونم.........
عیدت مبارك
خانومی
پنجشنبه 11 مهر 1387 03:10 ق.ظ
سلام ثمین جون خوبی خانوم؟
دلم برات تنگ شده بود عسیسم
البته هنوز این آپ جدیدتو نخوندم
میخونم برمیگردم
راستییییییییییی
دارم میام پیشت هااااااا
سمیه
چهارشنبه 10 مهر 1387 12:10 ب.ظ
به به ثمین خانوم عزیز ! خیلی دلم برات تنگ شده بود الحق قلم زیبایی داری دوست ندیده ی من ! خیلی دلم خواست منم اونجا میبودم راستی
منو نمیبری با خودت اونجا؟
ثمین
سه شنبه 9 مهر 1387 10:09 ق.ظ
شراره جون دل منم برای تو و بقیه دوستا واقعا تنگ شده بود ! مرسی
كه به همه چیز توجه داری دوستم !خوشحالم كه قانع شدی ..

بیتای گل ما چطوره ؟ چشم میام و میگم

نه شیدا جون خودم بنا به دلایلی این یه بار رو خلاف باورهام رفتار كردم !

به به دینای عزیز من ! خیلی دلم پیشت بود دختر جون ! خوشحالم كه
میگی خوبی دوستم ! كلی یادت بودم همه ی این روزها

سلام لاله ی مهربون من .. چه خوب كه تونستم تورو هم شریك اون لحظه ها بكنم ! ایشالا یه دفعه كه اومدی ایران خودتم میبرم همونجا ..
لاله جون معلومه كه همیشه یادتم .. امیدوارم واقعا خوب باشی عزیزم
تو هم بااون دل مهربونت برام دعا كن

بووووووووووووووووووووووووووس برای همه تون كه خیلی گلین
ثمین
سه شنبه 9 مهر 1387 10:09 ق.ظ
ممنون سارای عزیز من .. میدونم كه میدونی خیلی دوستت دارم ..

یكتای گل من تو همیشه لطف داری ! مرسی .. عید تو هم مبارك گلم

سلام عسل جون مهربونم

سونیا جون خوشحالم كه توهم حس كردی اونجایی !منم دوستت دارم

به به گنجشكك عزیز من .. سلام نازنینم
لاله
سه شنبه 9 مهر 1387 09:09 ق.ظ
خوش اومدی خانم گل... چه شب قشنگی داشتی... در مورد من كه به ه دفت رسیدی و منو هم با خودت بردی به اون حال و هوا.. شاید الان یه جورایی منم حس كردم حس اون شبت رو.
نماز و روزه هات قبول و عیدت مبارك... دعام كن... باشه؟
دینا
سه شنبه 9 مهر 1387 03:09 ق.ظ
سلام عزیزم، خوشحالم بهت خوش گذشته. از صمیم قلب آرزو دارو تقدیر سبزی برات در شب قدر مقدر شده باشه.
من هم خوبم و خوشحال که برگشتی و هستی
جات خالی بود
شراره مامان بردیا
سه شنبه 9 مهر 1387 12:09 ب.ظ
دربست قبوووووووووووووووووووول.........بوس بوس بوووووووووووووس
شیدا
سه شنبه 9 مهر 1387 12:09 ب.ظ
سلام ثمین خانومی گل و عزیز ونازنین ! خیلی خوشحال شدم كه دیدم بالاخره نوشتی ! به قول دوستان واقعا قشنگ نوشته بودی مثه همیشه
راستی منم با این حرفت موافقم كه بعضی چیزا باید مخفیانه باشه و
توی بوق وكرنا نشه ولی نمیدونم پس چرا خودت شركت كردی شایدم
تو خواستی مخفیانه باشه حضورت اما دوستات علنیش كردن !
به هرحال هرچی هست قبول باشه و عید هم مبارك
بیتا مامان كیان و كیارش
سه شنبه 9 مهر 1387 09:09 ق.ظ
خوبی ثمین جون همیشه به گردش زودتر بیا بگو تو سفر چه كردی، امیدوارم كه حسابی بهت خوش گذشته باشه
شراره مامان بردیا
سه شنبه 9 مهر 1387 09:09 ق.ظ
سلااااااااااااااااااااام گل یا ثمین بانوی عزیز دل شلولیدی....چطوری تو؟
بابا یه عالمه دلمون تنگ شده بود عسیس دل.
هی هی راستی خوش گذشت؟
عسل بانو عید فطر رو پیشاپیش تبریك میگم.ایشالا ماه رمضان سال آینده رو هم كنار هم خواهیم بود.
گل یا ثمین بانو یه خصو30 هم داری عسیس دل شلولیدی.
گنجیشك
سه شنبه 9 مهر 1387 09:09 ق.ظ
بعد از این همه مدت من هم فقط بگم... سلام!
راستی اعتقاد داشتن ـ و عمل كردن بهش ـ خیلی خوبه. با وجود اینكه الزاماً خودم نداشته باشم‌شون.
سونیا
سه شنبه 9 مهر 1387 03:09 ق.ظ
چقدر خوب وصف كردی.یه لحظه احساس كردم منم اونجا بودم
دلم میخواد عكساشو ببینم.مرسی از كامنت قشنگت دوست خوب و مهربووونم
خیلی دوستت دارم
عسل
سه شنبه 9 مهر 1387 12:09 ب.ظ
منتظر خاطرات سفرت هستم.
..:: ی ك ت ا ::..
دوشنبه 8 مهر 1387 11:09 ق.ظ
تو هم جز اون دسته از وبلاگ نویسایی هستی كه حتی ساده ترین حرفم با جمله های خوشگل كه به دل میشینه بیان می كنن ، خیلی قشنگ می نویسیااا ثمین جووون :*:*:*

دعـــایی كه نوشتی نشنیده بودم ، قشنگ بود و دلنشین !

امیدوارم نماز و روزه هات قبول باشه ، عیدم یا فرداس یا پس فردا دیگه ، عیدت مبـــارك !!

منتظر سفرنامه ات + عكساش می باشیــــــــــم !! :دی
سارا و پاییز
دوشنبه 8 مهر 1387 10:09 ق.ظ
روحت كودك و زلال است . بگذار همینجور بماند
ندیده ایم هم را . اما هستی . مطمئن باش برای من هستی . به همان كیفیت و حقیقت آنهایی كه دیده ام
ایمان ، قدرت محكمی است . برای همین هم هست كه محكمی . همینطور بمان . محكم و كودكانه و زلال
CsshadowS
دوشنبه 8 مهر 1387 10:09 ق.ظ
سلام دوست عزیز
وب قشنگی داری
امیدوارم در کارت موفق باشی
اگر دوست داشتی من رو با نام دانلود بازی های جذاب لینک کن و بعد من رو خبردار کن تا من هم لینکت کنم.
http://www.web30game.blogfa.com
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر