تبلیغات
از دل تا قلم - رای گیری
" با قلم دلگویه ها را تصویر میکنم "

رای گیری

نویسنده :بانو
تاریخ:جمعه 10 آبان 1387-10:29 ب.ظ

عجب سرد شده اینروزها شهرما .. یكی دوشب رو منیكه زیادم از گرما خوشم نمیاد مجبور

شدم شوفاژ رو باز كنم ! سرمای خشك رو اصلا دوست ندارم .. بارون هم كه زیاد نیومد !

خیلی وقته میخوام بیام و بنویسم اما باوركنین این سرعت اینترنت بطوركل منو پشیمون

میكنه از وب گردی ! ازونطرفم خودم یه جورایی زده شدم از محیط مجازی ! یه چیزایی توی

وبلاگستان فارسی میبینم كه اصلا به دلم نمیشینه ! گاهی وقتا بعضی وبها كه سرمیزنم

یا توی كامنت دونی دوستان كامنتهای مختلف رو میخونم یه مرتبه منظره ی یه كوچه ی

قدیمی میاد توی ذهنم كه جلوی در بعضی از خونه هاش چندتا خانوم چادرگل منگلی

نشستن و بساط سبزی پاك كنی و قلیون و صدالبته غیبت هم به راهه ! از شوهر شهین

خانوم میگیرن میرسن به پسر مهین خانوم .. از خوارشوور سكینه خانوم میگیرن میرسن به

صحبتای رختخوابی عباس آقا و شوكت خانوم !!!!!!!!!!! این میون بچه هاشونم توی كوچه

دارن گل كوچیك یا هفت سنگ بازی میكنن و هرازگاهی عذراخانوم دادمیزنه میگه : اوووووووی

حسن ! جونوم مرگ شی حسن اوطوری خودت ِ رو زیمین ول نده شلوارت پاره میشه حسن !

القصه ! نمیدونم چرا ولی باوركنین بعضی وقتا پرسه زدن توی وبلاگستان دقیقا یه همچین

صحنه هاییو میاره توی ذهن من ! خیلی به خداحافظی از وبلاگستان فكر كردم ..

میدونین من دلم میخواد وبلاگ محیطی باشه كه بتونی بی دغدغه و راحت وبی سانسور از

همه ی اونچیزایی كه توی یه زمان خاص ذهنت رو مشغول كرده بنویسی تا سبك شی اما

بشخصه نمیتونم اصلا از زندگی خصوصیم اینجا بنویسم ! بااینكه میون اطلاعاتی كه از خودم

دادم تا اونچه من واقعیو میسازه تفاوت از زمین تا آسمونه و اینجوری شانس شناخته شدن

و بعبارتی لو رفتن خیلی كم میشه اما نمیدونم چرا بازم نمیتونم راحت باشم !

ازطرفی زمان كافی برای وب نویسی ندارم و خیلیم موافق دیر به دیر نوشتن نیستم و دلم

میخواد وبلاگ زود به زود آپ بشه .. ولی با همه ی اینها اصلا نمیتونم یكمرتبه از دوستای

خوبیكه توی این محیط مجازی دارم دل بكنم ! خلاصه اینكه اینروزا احساسات متناقضی رو

تجربه میكنم .. شمام لطفا یه ذره بسازین بااین بود ونبودای من تا ببینم میتونم به یه ثبات

نسبی برسم یانه !

توی اینمدت كلی اتفاقای مختلف برام پیشومده .. یكیش كه خیلی باورنكردنیه و حتما توی

پست بعدی مفصل براتون مینویسم ! ولی دركل این هفته با یك دوست خیلی عزیز وبلاگی

برای اولین بار تلفنی حرف زدم كه تازه اولش كلی هی نشونی دادمو ایشون بنده رو

نشناختن و من فكركردم نكنه این طرفیكه گوشیو برداشته از اقوام یا فامیل این دوست جونه

و خبراز وبلاگ نویسیش نداره .. عجله نكنین ! منم وبلاگ نویسیشو لو ندادم و درست زمانیكه

میخواستم گوشیو قطع كنم ایشون بنده رو شناختن !  ولی قسمت ناراحت كننده

ماجرا این بود كه خط تلفن من یكمرتبه قطع شد و دقیقا الان دوروزه كه مجدد وصل شده و من

نتونستم یه دل سیر بااین خانوم گل و نازنین حرف بزنم ولی حتما فردا بهش دوباره زنگ

خواهم زد .. ازالان كلی هیجان دارم واسه شنیدن صدای مهربونت

                                                            

آها یه موضوعیكه خیلی دلم خواست درموردش بنویسم این بحث داغ انتخاب وبلاگای برتر

بود ! چندوقت پیش جشن پرشین بلاگ برگزار شد وتقدیر از وبلاگای برتر انجام شد ..

خب خیلیا شركت كردن ! خیلیا شناخته شدن ! خیلیا جایزه گرفتن ! خیلیا اعتراض كردن ووووو

الان بلاگفاهم یه همچین مسابقه ایو راه انداخته و تازه من شنیدم كه پرشین بلاگ هم

دوباره درصدد راه اندازی یك جشن دیگس !

ببینین من اینجا میخوام از عقیده ی خودم بنویسم .. كاملا شخصی ! بنابراین لطفا كسی

جبهه گیری نكنه ! اصولا بنده اینجور مراسم رو نمی پسندم به چنددلیل !

اول اینكه فكر میكنم جذابیتی كه در ناشناخته موندن نویسنده های وبلاگ وجودداره بعداز

شناخته شدنشون ازبین میره ! نمیدونم دقیقا منظورمو چطور بیان كنم اما خودمن بشخصه

چندتا از وبهایی كه خیلی دوست داشتم وهمیشه میخوندمشون و صدالبته واسه خودم

یه تصوری هم از نویسنده ی اون وب داشتم , بعداینكه نویسندشونو دیدم بطوركل حسم

نسبت به نوشته ها عوض شد ! نمیدونم این برمیگرده به خراب شدن تجسم ذهنیم یا ...

دوم اینكه قبل هر چیزی باید ببینیم هدف از وبلاگ نویسی چیه؟! خب مسلمه كه سرویس

دهندگانی چون بلاگفا , پرشین بلاگ , میهن بلاگ , پارس بلاگ و غیره قبل هرچیزی به

بالابردن آمارهاشون فكر میكنند ! برای اونها مهمتر از هرمسئله ای منافع مادیست ..

اینكه وبلاگ نویسیو بین جامعه بسط بدن و روز به روز بر تعداد وبهای ثبت شدشون اضافه بشه

تا بتونن تبلیغات بیشتری رو بگیرن و درنهایت سود مادی بیشتری ببرن ! چیزیكه نمیشه انكار

كرد اینكه برای این سرویس دهندگان خصوصا درایران هدف وبلاگ نویسی در رتبه ی بعد از

منافع مادی قرار میگیره ! من نمیخوام اینجا موضوعو خیلی بازكنم .. قصدم صرفا اشاره ای

گذراست و بس !

سوم اینكه آیا معیارهای انتخاب برترینها درسته؟! برتر در وبلاگ نویسی چه معنایی داره؟!

یكی از معیارهای انتخاب برتر از لحاظ محتواست ! یعنی برترین ها از نظر محتوا ...

اگه نگاهی به وبهای انتخاب شده درین زیرمجموعه بندازین شاید سئوالیكه واسه من

پیشومده برای شماهم بوجود بیاد .. محتوا دردیكشنری انتخاب كنندگان چه معنایی داره؟!!!!

و ازهمه ی اینها گذشته آیا بنظر شما عدالت درانتخاب افراد برتر لحاظ شده؟!!!!!

من معتقدم اكثر اونهایی كه نوشته هاشون ارزش خونده شدن و انتخاب داره اصلا تمایلی به

شركت درچنین مراسمی رو ندارن ! نمیخوام نام ببرم و انگشت بذارم روی اسمهای خاص

ولی خیلیهارو میشناسم كه واقعا نوشته هاشون محتوا داره حتی روزانه نویسیشون ولی

اسمشون بین برترهای انتخاب شده نیست و بعضی اصلا نمیخواهند هم كه باشند ...

باهمه ی اینها بعضی ازآنهایی كه انتخاب شده بودند را به شخصه دوست میدارم و اگر بخواهم

رای بدهم حتما آنها هم در لیست انتخابهای من جای دارند ..

اما چیزیكه واسه من سئواله اینكه چرا بعضیا اینهمه دلشون میخواد انتخاب بشن ؟!

چرا اینهمه توی وبشون از دوستان میخوان كه بهشون رای بدن؟!

باوركنین یكی دوتا ازین دوستاییكه علاقه ی زیادی به انتخاب شدن دارن از فیورتای منن و

فرهنگ وعقیده و شخصیتشون برام دوست داشتنیه .. خیلی دلم میخواست از خودشون

می پرسیدم چرا علاقه دارین انتخاب بشین ؟! باور كنین بی هیچ غرضی دارم این سئوال رو

میپرسم وواقعا دلم میخواد جوابشو بدونم اما نشد كه برای خودشون كامنت بذارم وسئوال

كنم ! نمیدونم جایز باشه یانه كه اینجا اسم ببرم .. اما یكی كه خیلی دوستش دارم و طرز

فكر و منشش رو همیشه ستودم و برام عزیز وقابل احترامه مهربانوی نازنینه .. من خیلی

دلم میخواد از مهربانو بپرسم چرا اینقدر دلش میخواد جزء برترینها باشه ؟! گرچه بنظر خودمن

قلم مهربانو خیلی شیرینه و اگه بخوام به چندنفر رای بدم حتما مهربانوی عزیز جزء انتخابای

من خواهد بود ! من نتونستم توی كامنت دونیش برای مهربانو كامنت بذارم وسئوالم رو

بپرسم اما ازش میخوام اگه اینجارو میخونه و اگه دوست داره به من بگه چرا دلش میخواد رای

بیاره؟! جواب مهربانو و نحوه ی نگرشش به این مراسم خیلی برام مهمه ..

خب حالا كه حرف از رای و راگیری شد یه اشاره ای هم به انتخابات ریاست جمهوری آمریكا

بكنیم كه چندروز دیگه برگزار میشه .. من اخبارش رو دنبال میكنم و خیلی دلم میخواد اوباما

رای بیاره ! حالا ببینیم چی میشه !

                                                            

اوه داشت یادم میرفت ها .. امروز هالووینه و من واقعا این مراسم و اون شور و هیجانیكه توشه

رو دوست دارم ! هپی هالووین به همه ی اونهاییكه این مراسمو دوست میدارن ..

چقدر دلم میخواست یكی منو به یه هالووین پارتی دعوت كنه اما بین دوستان امسال

هیچكس چنین مراسمی رو نداره .. درعوضش هركی كه میره به این مراسم پرهیجان

امیدوارم كلی بهش خوش بگذره و یه عالمه شكلاتای خوشمزه و جورواجور هم گیرش بیاد ...

سونیا جونم تو بجای من حسابی خوووووووووش بگذرون عزیزدلم ! راستی نگفتی قراره چی

بشی ؟! منكه میدونم هرچی بشی نازیو مامانی ..فقط عكساشو برای من بذاری ها !

آخ آخ یعنی میشه من یه پست بنویسم و از كامنت دونی بلاگفا گله نكنم؟!!!

تازگیا كه كد هم گذاشته و اون قسمت كدش اصلا واسه من باز نمیشه !!!! ای خداااااا!

...........................................................................................................................

فقط یه اشاره كافیه تا یه معما حل بشه ! فقط یك اشاره !

...........................................................................................................................




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
sonia
چهارشنبه 22 آبان 1387 06:05 ب.ظ
doos joonam doret begardam man hich pmi az to nagereftam ke
fadat besham s_p_love_for_ever @ yahoo
in idime
dooset daraaaaammmm
شایلین
سه شنبه 21 آبان 1387 06:29 ب.ظ
مرسی از اونهمه انرژی مثبت همیشگیت.
raha
سه شنبه 21 آبان 1387 06:17 ب.ظ
samin joonam salam...khoobi azizam? bebakhshid kheili vaghte injaha peidam nashode...manam saram mesle khodet sholooghe ye modat...rasti in postet kheili toolaniye va man majbooram dar chand dafe bekhoonamesh ; )
پاسخ بانو : دلم برات تنگ شده بوووووووود !
موفق باشی و شاد نازنینم ...
الهام مامان دل آرام
دوشنبه 20 آبان 1387 08:17 ق.ظ
ثمین جون سلامممممممممممممم
هیچ معلوم هست كجایی؟
خیلی دلم برات تنگ شده بود خانومی...
خانوم بستنــــــــی
یکشنبه 19 آبان 1387 12:01 ق.ظ
ثمین نازنینم سلام..هر دفعه که اومدم نت خوندمت اما شرمنده ام که نظر نذاشتم..

اول اینکه باید بگم شما با اجازه کی میخوای وبلاگو ببندی و بری؟!؟!؟! نکن این کارارو تو رو خدا..من غصه ام می گیره هااااااااااااااا..دوم اینکه منم اصلا اصلا اصلا از این جشن های منتخب وبلاگ نویسان و اینا خوشم نمیاد..سوم داداش من خارج از ایرانه و کلی از جشن هالووین تعریف کرد و عکس میل کرد واسم..اگه تونستم حتما حتما میذارم که ببینی

من دیگه کم کم برم لالا..دلم برات خیلی تنگیده شده..یه وقت بی خبر نذاری بری هاااااااااااا

مواظب خودت باش عزیزم
شایلین
شنبه 18 آبان 1387 02:39 ب.ظ
میسسی عزیزم. قوت قلب میگیرم وقتی اینتوری تحویلم میگیری ها! نمیدونم چرا هر وقت مشهد از 4 راه بهار رد میشدم یاد تو میوفتادم ثمین جون!
شنبه 18 آبان 1387 11:48 ق.ظ
با ایمیل u.begoo@yahoo.com اصلا نمی توانم با شما تماس بگیرم...

لطفا یک ایمیل دیگر بدهید
پاسخ بانو : دوست عزیز نمیدونم چه اشكالی در ارسال ایمیل داری .. اما این آدرس فعاله !
فقط متاسفانه من مدتیه سر نزدم ..
خیلی شرمنده ام .. حتما میرم سراغ میل باكسم و اگه ایمیلتون نرسیده بود همینجا توی
كامنت دونی بهت خبر میدم تا دوباره بفرستی !
راستی اگه سئوالی داری می
یك من
پنجشنبه 16 آبان 1387 12:15 ب.ظ
والا منكه دوست دارم شده هرازگاهیم بنویسی
اما خب این تصمیم خودته درنهایت !
میتونم تاحدی بفهمم چی میگی معمولا نوشتن توی وب همینجوریه !
موفق باشی وبهترین تصمیمو بگیری عزیزم
یك من
پنجشنبه 16 آبان 1387 12:05 ب.ظ
سلام!شما ایمیل منو گرفتی خانوم خانوما؟!
سمیه
چهارشنبه 15 آبان 1387 10:38 ب.ظ
وای منم خیلی خوشحال شدم از پیروزی اوباما
مبارك باشه واسه مردم امریكا و مردم دنیا!
البته كمی هم دلم واسه مك كین سوخت ! اما
خب دیگه !
ثمین جون پست جدید چی شد پس؟
ثمین
چهارشنبه 15 آبان 1387 02:56 ب.ظ
سلام مژده جونم ..
برات آف میذارم حتما بخون جوابمو بده گلم

سرندپیتی عزیز خوش اومدی به جمع دوستای
وبلاگی ! خوش بحالت كه وب آوامین جون رو
پیدا كردی ! این دختر خیلی عزیزه
راستی میدونی سرندپیتی از شخصیتای فیورت
كودكیهای منه ! بازم بیا اینجا دوستم

آهای دوست گل قدیمی سلاااااااااام ! میدونی
تو هم ازونایی هستی كه خیلی حرف دارم باهات اما نمیتونم كامنت بذارم ؟!
منم اونروزایی كه تو مهمون شهرمون بودی كلی یادت بودم !

هوراااااااااااااااااااااااااا ! اوباما شد چهل وچهارمین
رئیس جمهور امریكا ! منم همراه ملت اكثریت مردم امریكا شاد شدم ازین انتخاب ..
امیدوارم اوباما بتونه كمی صلح رو مهمون دنیا
كنه ! اگه فقط كمی هم موفق باشه باز غنیمته
مژده چین
چهارشنبه 15 آبان 1387 04:33 ق.ظ
سلام جیگرم اول برم سراغ دادوبیداد اگر بگی نمی نویسم میام سرت و می کنم با خودم میارم چین حالا ببینم جیگرشو داری تنت برای خودت سرت برای من هوراااااااااااااا
در مورد مسابقه های وبلاگها نظر خاصی ندارم فکر کنم اونی که دوست داره ناشناس بمونه حتی اگر اول هم بشه نمی ره موافقی. گلم من دارم میام ایران خیلی دوست دارم باهات در تماس باشم اومدم برات ایمیل میزنم شماره ردو بدل کنیم اگر دوست داشتی فدای تووو
سرندیپیتی
دوشنبه 13 آبان 1387 11:16 ق.ظ
سلام ثمبن جان
از طریق وبلاگ آوامین دنیای قشنگتو پیدا كردم
از وبلاگ هر دوتاتون خیلی خوشم اومد
خوشحال میشم به دنیای كوچیك منم سر بزنی
پاینده باشی
شایلین
دوشنبه 13 آبان 1387 10:33 ق.ظ
من قثط نظر خودمو میگم. ممكنه واسه كس دیگه اصلن صدق نكنه. راستش نه! نمیخواستنم و نمیخوام جاشون باشم. وقتی ازدواج كردن باهاشون رابطم كمرنگ شد جون اونموقع ها هر كی عروس میشد ...فكر میكردم گناهی...آخی!
ابان اونچوری فكر نمیكنم...اگه خواهر یا دختری داشتم ...با توجه به روحیاتش بهش نظرمو میگفتم. یكی واقعن كیف میكنه 2 سال جاهاز بخره 1 سال مهمونی و پا گشا بره...برنامه بریزه واسه سه ماه دیگه مسافرت و بعد كه خوصلش سر رفت بچه بیاره 5 ساعت با سیسی جون و فی فی جون تلفنی صحبت كنه. این بد نیست. اگه خودش لذت میبره...چرا كه نه؟
اما اگه مثه اینا فكر نكنه...اونوقت عذاب میكشه تو زندگیش. حالا د. راه داره واسه هوشمندانه زندگی كردن. یا همزمان با پیشرفت درس و هنر و كارش یا هر چیز دیگه...شوهری رو انتخاب كنه كه باهاش همپا باشه و كمكش كنه و حتا خیلی وقتا سكوی پرتابش به جلو ( یكی از دانشجوهای من دقیقن همینطور بود) و یا خودش به تنهایی بره دنبال آرزوهاش. ثمین جون من تفكرم اینه كه هرگز واسه ازدواج دیر نیست. همیشه موقعیت خوب پیدا میشه. بعد با یكی هم كفو و هم فكر خودش ازدواج كنه. ...
bahar
یکشنبه 12 آبان 1387 04:15 ب.ظ
سلام ثمیننننننن .... كشتمت به فكر ننوشتن باشی .......................... okkkkkkkkkkkkk???????????????????????
مهربانو
یکشنبه 12 آبان 1387 03:30 ب.ظ
ممنون عزیزم خیلی لطف داری .. با حرفات موافقم ولی همگی به شور و هیجان و انگیزه نیاز داریم .. این رقابت هم یه نوع شور و حال داره ولی مطمئنم كه خیلی وبلاگ های برتر و شایسته وجود دارند [بوسه]
یه دوست قدیمی
یکشنبه 12 آبان 1387 12:37 ب.ظ
منم اعتقادی ندارم ... دوست دارم ناشناس بمونم . خیلی وقتها که عکس صاحب وبلاگ رو می بینم تموم افکارم به هم میخوره و مثل سابق شیفتگیم به مطالبش از بین میره .

ثمین من توی مشهد خیلی یادت بودم .
یه دوست قدیمی
یکشنبه 12 آبان 1387 12:37 ب.ظ
منم اعتقادی ندارم ... دوست دارم ناشناس بمونم . خیلی وقتها که عکس صاحب وبلاگ رو می بینم تموم افکارم به هم میخوره و مثل سابق شیفتگیم به مطالبش از بین میره .

ثمین من توی مشهد خیلی یادت بودم .
صحرا
یکشنبه 12 آبان 1387 11:02 ق.ظ
خوبی خانم عزیز؟ حرف خداحافظی رو نزن .
در مورد اون نظر سنجی ها هم خب بالاخره هر کسی تو هر حیطه ای که کار می کنه چه وبلاگ نویسی و چه هر کار دیگه ای دلش می خواد کارش ارزشمند باشه .وبلاگها که هیچطوری نقد و بررسی نمی شه . شاید بعضی ها حداقل همین یک ملاک ساده رو برای سنجیده شدن قبول دارن.
عسل
یکشنبه 12 آبان 1387 10:49 ق.ظ
منم نظرم در مورد وبلاگستان مثل تو می مونه اما ازش دلزده نمی شم خیلی هم خوشم میاد چون دقیقا آینه تمام نمای جامعه ماست که داریم توش زندگی می کنیم. منم دوست ندارم هیچوقت تو مسابقه های وبلاگ برتر شرکت کنم چون از همین ناشناخته بودنم بیشتر لذت می برم.
راستی مرسی برای راهنماییت اما تو زندگی به جز عشق و علاقه چیزای دیگه ای هم لازمه و یکی از مهمترین هاش برای من خانواده ها هستن.
شایلین
یکشنبه 12 آبان 1387 10:02 ق.ظ
من وبلاگتو دوست دارم نذاری بری. باشه؟
زهرا
شنبه 11 آبان 1387 11:37 ب.ظ
سلام ثمین عزیزممممممم ...میدونم اینروزا چه حالی داری که انگار اینم یه بخشی از وبلاگ نویسی هست که یه مدت توی بودن و نبودن مردد باشی ....منم همین چند روز پیش میخواستم وبلاگم رو حذف کنم ..سانسوری نوشتن گاهی ازار دهنده میشه .... اما در مورد رای گیری .. والا چه عرض کنم؟؟؟؟؟ مطمئنا برگزار کننده هاش اول منافع مالیشون براشون مهمه نه ارزش وبلاگ نویسی .... اینجام که باید کد بنویسیم
محسن
شنبه 11 آبان 1387 09:55 ب.ظ
دلمون تنگ شده بود ها !
منم میگم دیربه دیر بنویس اما حرف از خداحافظی
نزن ! نمیدونم شایدم میخوای یه جای دیگه
ناشناسترازحالا بنویسی ! هان؟!
لو بدم یانه؟!!!
كاش اینجا بودی بعد هالوین پارتی هم دعوتت
میكردیم ! من جاتو خالی كردم
فریبا
شنبه 11 آبان 1387 09:46 ب.ظ
منكه دربست درمورد این انتخابات و رای گیریها
باتو گلم موافقم ! یه جوری موضوع خیلی لوث
شده ! بقول تو اونا كه فكر جیب خودشونن
یه عده هم بازیچه ی دستشون
خودت چطوری مهربون من؟!
چه كنجكاو شدم واسه اون اتفاقه
دوستت میداریم
sonia
شنبه 11 آبان 1387 04:39 ب.ظ
elahi bemiram bebakhshid toro khoda
hala ghol midam be khoda ghole mardoone ke sale dige halloween beram biroon koli ham ax begiram bezaram too weblogam khobe??faghat be khatere Samin joonnam
sale dige age khoda bkhad bayad pishe peyman basham onmoghe koli ax migiram
dooset daram doost joooooon
ثمین
شنبه 11 آبان 1387 02:23 ب.ظ
واقعا خوشحالم كه بااینكه آخرشب و هول هولكی یه چیزایی نوشتم و نشد اونجوركه باید
منظورمو منتقل كنم اما خب یه سری از دوستانیكه حقیقتا نظرشون برام خیلی مهمه
بامن موافقن .. بقول آوامین جون بااینكارها
نوعی ازمحدودیت ایجاد میشه و بقول لاله خانومی گل گلاب توی دنیای مجازی هركسی به نوعی بهترینه ...
شراره جون منم موافقم جان عزیز وساراجونش
خانه ی سفید رو تجربه نكنن

دوست گلم قله نشین جون باوركن من خیلی
زیاد درگیری درسی وكاری دارم ..فقط همین !
وگرنه تو همیشه دوست مهربون من خواهی بود

مرضیه خانوم تو كه با ایمیلات واقعا منو شرمنده كردی .. اگه بخوام تشكركنم كه اصلا حریف نمیشم .. گلك خوشگلمو هم ببوسسسسس
مرضیه
شنبه 11 آبان 1387 12:55 ب.ظ
سلام سلام
مرسی از پستت...من هم معتقدم که خیلی اعتبار نداره این رای گیریها..ای میل های منو گرفتی حتمن راجع به انتخابات آمریکا....همیشه یادم یه مارتین لوتر کینگ میاد و آی هو ا دریمش...وقتی اوباما را می بینم....جاش خالیه ببینه. (یاسی هم لوتر کینگ رو میشناسه از مدرسه!)شاد و موفق باشی عزیزم
قله نشین
شنبه 11 آبان 1387 10:11 ق.ظ
سلام خانوم
من خوبم
خیلی هم خوبم
این روزها خیلی دلم میخواد باها ت حرف بزنم
اما نمیدونم چرا میسر نمیشه
حتی برات آف گذاشتم ویه قرار چت گذاشتم ولی شما نیامدی خیلی م منتظر شدم
خیلی هم بهم برخورد
ولی خب با خودم اینجوری فکر کردم که یا اف من نرسیده یا شما دیر دیدی یا هم اینترنت برات میسر نبوده ........
در هر حال میتونستی یه خبری از خودت به من بدی که ندادی
ولی اینو بدون که من هنوزم هستم مثل همیشه وبه دوستی با تو فکر میکنم
و مطمئنم که اگه بیام مشهد بی خبر نمیذارم تورو
................
خوش باشی ثمین خانوم
شراره مامان بردیا
شنبه 11 آبان 1387 10:02 ق.ظ
و ممممااااااااااااااچ چ چ چ چخب ب ب ب...بعله من هم فكر میكنم كه اوباما وارد وایت هاوس میشه و مك كین می مونه و حوضش كه با خانم سارا پیلین برن توش آب بازی كنن....دیگه این كه واااااااای هوااااا س س س س ر ر ر ر ر د د د د ده ه ه ه ه ه ه....دیگه اینكه خیلی میس یو گلی خانم....آره منم راجع به اون آراء و نظرخواهی ها باهات صددرصد موافقم.....بوس بوس بوس
laleh
شنبه 11 آبان 1387 04:25 ق.ظ
to ham mesle man shodi samin joon... vali benevis, hatta age shode dir be dir benevis... vali weblogeto tatil naskon, khob?
dar morede webloge bartar man chand bar fekr kardam ke ray bedam, vali didam nemitoonam entekhab konam, nemitoonam yekio be onvane betarin elam konam... harki bara khodesh be no'ee behtarine..
ghorbanat
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30