تبلیغات
از دل تا قلم - چندتایی
" با قلم دلگویه ها را تصویر میکنم "

چندتایی

نویسنده :بانو
تاریخ:دوشنبه 27 آبان 1387-09:05 ب.ظ

1- اول از همه سلام چون سلامتی میاره و من الان بی نهایت نیازمند سلامتیم !

2- هرچی دوسال بود سرماخوردگی آنچنانی سراغم نیموده بود الان ده روزه كه به نوعی

درگیر این تب و گرفتگی صدا و سردرد و سینه درد هستم و این سه روز اخیر دیگه واقعا حالم

بد بوده ! كم كم دارم به این نتیجه میرسم كه من خودمو چشم زدم !

3- قبل اینكه اینجورری مریض بشم یه روز سه ساعتیو اختصاص دادم به خودمو یك دوست

عزیز ! رفتیم فیلم كنعان سینما هویزه اونم سیانس سه بعدالظهر ! فیلمش بنظرم اونقدرام

كه تعریف میكنن تعریفی نبود ! اما اینكه چه اتفاقایی اونروزواون ساعت توی سینما افتاد بماند

برای یه پست مفصل ! بعد سینما هم رفتیم پروما صرفا برای گشت وگذار و نه خرید !

حالا این دوست من دوماهه بارداره ! منم گفتم نمیخواد با پله برقی بریم بالا ! واسه همین از

پله های معمولی رفتیم ! برگشتنام با آسانسور اومدیم كه اشتباهی زدم طبقه 1 ..

واسه همین اجبارا یك طبقه رو باز باید از پله های معمولی میومدیم پایین !

حالا داشته باشین كه این دوست جون من یه خانوم چارشونه با یه قد نزدیك 180 كه خب

از من بلندتره و البته هیكل تر ! آقا و خانومیكه شما باشین همینطور كه داشتیم از پله ها

میومدیم پایین و جیلی بیلی هم میخوردیم یه هو دیدم دوستم از حالت عمودی خارج شد

و ابتدا به حالت خط شكسته وسپس بحالت خط افقی درومد !

من همینطور كه مات مونده بودم چی شد و چی نشد یه مرتبه دیدم خودمم بین زمین و

هوام !!!! آخ خ خ خ .. اینم صدای من بود وقتی كمرم محكم خورد به پله ها ..

بله ! دوست گل من پاش سر خورده بود و عوض اینكه از نرده ی پله ها بگیره تا نیفته , محكم

به من چسبیده بود و منو هم باخودش كشونده بود پایین ! حالا من فقط یه پله رفتم

پایین اما دوست عزیز پنج تا پله رو با لباساش طی كشید وتمیز كرد و برق انداخت !!!!!!!!!

آخه دختر خوب من تورو با پله برقی نبردم كه یه وقتی خدای نكرده زمین نخوری اونوخ تو

یه همچین جایی هوس سرسره بازی میكنی ؟!!! حالا تصور كنین خانوم بااون قد وهیكلش

پهن زمین شده قصد بلند شدنم نداره !!! جماعتم دارن نیگا میكنن كه ای بابا چرا این دختره

اینجوری نقش زمین شده و پا نمیشه ؟!! اولش كه هردو توی شك بودیم .. بعد من سریع

بلند شدم رفتم پایین پیشش دستمو گرفتم طرفش گفتم دستتو بده من پاشو .. آقا تا نگام

كرد نمیدونم چرا زدم زیر خنده .. اونم از خنده ی من خندش گرفت و حالا مگه خندمون بند

میومد ؟!!! خانوم همونطور دراز رو زمین غش غش داره میخنده ! تصور كنین !!!

میگم مرض ! من دارم به هیكل تو كه اینجوری دراز به دراز اینجا افتادی میخندم اونوخ تو به

چی میخندی؟! نكنه به اینكه منو هم انداختی زمین میخندی ؟! هیچی نمیگه .. فقط میخنده!

خلاصه بعد چنددقیقه ای خندیدن بالاخره رضایت میده بلند شه ! حالا تا جای ماشین من

هی یاد اون صحنه ی افتادنش و دراز كش موندنش روی پله ها می افتم وهی میخندم ..

تااینكه میاد اعتراض كنه میگم هیس ! هیچی نگو كه باسن وكمرم اینقدر درد میكنه كه فقط

میخوام بكشمت .. اینو گفتم كه اگه احیانا شما دوتا دختر خل وچل رو دیدین كه بیخود

دارن راه میرنو با خودشون میخندن و گاهیم یه كوچولو فحشی میدن بفهمین كه ... نه بابا !

ما نبودیم كه ! بی خیال اصلا !

4- بخدا خودمم ازین طلسمی كه شكسته نمیشه ناراحتم ! كاش باور كنی ! قول میدم

از دل مهربونت دربیارم عزیز من ! یه كمی صبر كن این صدای لامذهب در بیاد !

5- آقا بنده دربست مخلص همه ی اون دوستایی هستم كه بدور از كامنت و كامنت بازی

همیشه یادم بودن و تنهام نذاشتن ! بخدا اینقدر بدم میاد ازینكه توی وبلاگستان هم قانون

هر رفتی باید اومدی داشته باشه وگرنه رفت و آمد تعطیل ! حكمفرما باشه .. من به تك تك

لینكایی كه این بغل هست سر میزنم و هروقت حرفی واسه پست نوشته شده داشته باشم

حتما حرفمو خواهم زد ! گاهی واقعا حرفی نیست برای زدن ! نمیدونم چه اجباریه كه میگن

اگه حرفیم نیست بایددددحرف اختراع كنی حالا بی ربط هم باشه براشون فرقی نداره .. واسه

اینا مهم اینه كه كامنت بنویسی !!! اما برای من مهمتر از همه چیز اینه كه كامنت باربط

داشته باشم !

6- گوش شیطون كر الان یكساعته كه تونستم برای چندتا از دوستای بلاگفایی كامنت بذارم ..

دارم زیر زبونم ورد میخونم كه چشم نشه این وضعیت و من بتونم واسه همه بنویسم و یه

دل سیر تلافی اینهمه مدت سكوت رو دربیارم ! حالا ببینیم این وردای من چقدر موثره ؟!

7- خانوم گلی عزیزمون حالش خوبه فقط میگه خیلی سرش شلوغه !!! ( عجب شعری شد! )

بهش گفتم كه دل همگی براش تنگ شده ! خانوم گلی جون خسته نباشی نازنین ماچ

8- نیرواناجون دوباره داره مینویسه ! هورا

8- مارال گلم از صمیم قلب بهت تسلیت میگم ! منو در غم خودت شریك بدون ..

از وقتی خوندم دلم خیلی گرفت ! بغض كردمو واقعا ناراحتم ! روحشون شاد

9- وای دوباره حسابی تب كردم ! نباید امشب بااین حالم پای كامی جون مینشستم ...

مواظب خودتون باشین كه مثل من مریض نشین ! واقعا كه سلامتی چه نعمتیه ! خدایا شكرت!

10- برنامه ی نود هم شروع شد ! بهار یادته اونشب ؟!  خب اینم ده تایی من ...

ببینین چقدر دوستتون دارم كه با یه همچین حالی اومدم و نوشتم !

بعدا نوشت :

11- من دیشب میخواستم درمورد سریال مرگ تدریجی یك رویا هم بنویسم ولی حالم خیلی

بد بود و اصلا یادم شد ! این سریال كه بنظرم بهتر بود اسمش رو میذاشتن مرگ تدریجی یك

فیلنامه ! یك كارگردان ! یك سریال و صدالبته عده زیادی تماشاگر ! حقیقتا قصه ای بود كه

كم كمك دچار مرگ تدریجی شد ! یه جاهایی سریال و داستان خیلی خوب پیش میرفت

و درواقع به اوج رسیده بود ! نگو اونجا بالای قله بوده و داشته آمده میشده برای افتادن در

سرازیری و سقوط به دره ! واقعا من موندم فریدون جیرانی چطور یه همچین سریالی رو

كارگردانی كرده ؟!!!! خداییش شخصیت مارال رو داشته باشین .. یه آدم بی اراده فاقد هرنوع

حس مسئولیت و تعهد مخصوصا مسئولیت مادرانه ! خواهرش یه داد میزنه سرش خانوم

به كل بچه شو فراموش میكنه و میگه چشم م م ! برای حرفای مهم و درعین حال خصوصی

زندگی مشتركش خواهرجونشو میفرسته سراغ همسرش !!! اونم از آخر قصه ! واقعا حیف

وقت .. هرچی اوایل مجذوب خونواده و جو صمیمی خونه ی یزدان پناه ها مخصوصا پدر حامد

شدم با این ادامه ی قصه و ماجراهای تركیه و بعدم خاتمه ی عجیب و غریبش حالم گرفته شد.

واقعا چه میگذرد در سینما وتلویزیون ما ؟! حقیقتا چه میشود كارگردانهای صاحب نام مارا؟!

یعنی اینها هم خودشونو میفروشن ؟! به چی؟! به كی ؟! آه ای خانه ی پدری ...

12- یادتون كه نمیشه ! حرفای من و شما در كامنت دونی هرپست لبخند

13- كی گفته سیزده نحسه ؟! من میگم سیزده عدد شانسه ! از خود راضی آخیش شد سیزده تا !

.......................................................................................................................

تا هستم ای رفیق ندانی كه كیستم

روزی سراغ من آیی كه نیستم ....




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
sonia
پنجشنبه 7 آذر 1387 12:01 ق.ظ
kojai khoshgelam
nistiii
نازلی
چهارشنبه 6 آذر 1387 08:55 ب.ظ
سلام ثمین جون
خوبی ؟
من هم به درد تو دچار شدم یعنی بعد از سال ها سرما خوردم
البته من زیاد جدیش نمیگیرم و همه نوع غذایی میخورم و قرص هم اصلا !
من دلخور نیستم به هر حال باید شرایطش پیش بیاد دیگه
هر وقت موقعش باشه خودش پیش میاد
انشالا که زودتر خوب بشی
شراره مامان بردیا
چهارشنبه 6 آذر 1387 09:35 ق.ظ
البته یه كمی باید چشمامو بیشتر واز میكردم...دیدم كه اسمایلی موچ اینجا موجود میباشد....
شراره مامان بردیا
چهارشنبه 6 آذر 1387 09:34 ق.ظ
هوراااااااااااااااا هوووووووورااااااااا خودم بالاخره این اسمایلی بوس و موچ رو گذاشته بیده بیدم...ایول شرور....
شراره مامان بردیا
چهارشنبه 6 آذر 1387 09:33 ق.ظ
و و و [بوسه]
.×. عسل خاطره ها .×.
دوشنبه 4 آذر 1387 01:38 ب.ظ
الان اگه منم شماره ات رو داشتم تو مشهد میگفتم از کنار حرم به یادتم . خوبی خانومی ؟ خوشحالم که این دنیای مجازی فرصتی به همه داده تا دوستای خوبی پیدا کنیم
خانوم كوچولو
یکشنبه 3 آذر 1387 12:22 ب.ظ
سلام
مرسی كه به من سر زدی گلم
وبت خییییییییییلی خوشگله

بازهم بیا در خانه ما باز است به روی دوستان
زهرا
شنبه 2 آذر 1387 01:23 ب.ظ
سلام ثمین خانوم گل الان بهتری عزیزم ...عجب دوستی داریا ... کمی یاد دوستی خاله خرسه افتادم البته ببخشیدا این مورد بر عکسش بودمنم با نظرت درباره این سریاله موافقم بد جور
ثمین
پنجشنبه 30 آبان 1387 01:55 ب.ظ
خدمت همه سلام و یه عالمه ارادت
هنوزم خوب نیستم ! باورتون میشه ؟!
بقول یكتا جون عجب تلافی شد ایندفعه !
ساینا اومد اما خلاف قولی كه داد باز یه مدته
نیست وازش بیخبرم ! اگه میخونی ساینا جونم
دل هممون برات خیلی تنگ شده .. مخصوصا خودم كه هم نگرانتم هم دل تنگت .. بیا یه كوچولو
خبر بده عزیزكم

باوركن عسل جون نمیگم به هیچكی ! آخه
اصلا ازمن و شخصیتی كه ازم میشناسن بعیده!
میگم كه توی دنیای واقعی یه ذره زیادتر از زیاد
جدیم ! گاهی واقعا دلم میخواد منم قاطی شوخیای همكلاسیا شم اما خب دیگه ..

چه عجب مهسا خانوم گل !

مرضیه جونم از چی بنویسم؟!
..:: ی ک ت ا ::..
پنجشنبه 30 آبان 1387 01:30 ب.ظ
2 - فک کنم این سرماخوردگیت داره تلافیه اون 2 سالم میکنه برات دیگه الان بهتری آیا ؟؟؟

3 - من جون میدم برا این صحنه ها دیگه !!! اون وقت عمرا خندم بند بیاد تازه تا یه مدتی ام هر وقت یادم بیاد میزنم زیر خنده جای من خالی تو اون صحنه ی بیاد موندنی

5 - واقعنااااا چرا اینجوریه ؟؟!!! منم خیلی وقتا خیلی وبارو میخونم ، ولی هیچی نیس که بگم ، اون وقت میبینی اون طرفم دیگه نمیاد سراغ ما هر چند وب شعرو شاعری طرفدار نداره ولی خب کلا دارم میگم

11 - به نظر منم فیلمه خوب بوداااا ، ولی هیشکی نمیتونه آخر فیلمای خوبو خوب تموم کنه !! من همیشه یه فیلمی که به دلم میشینه میگم فقط خدا کنه آخرشو گند نزنن که تقریبا همیشه گند میزنن

* میگماااا یه زمانی ساینا اومده بود اینحا ، چی شد پس ؟ خبری داری ازش؟

مرضیه
پنجشنبه 30 آبان 1387 07:01 ق.ظ
سلام
امیدوارم که تاحالا بهتر شده باشی. من که سریال ها رونمی بینم.راستی بنویس بعد از ظهر!
نازنین-عادت میکنیم
چهارشنبه 29 آبان 1387 02:32 ب.ظ
حالا حال دوستت خوبه اتفاق بدتری که براش نیافتاد میگن از هر چی بترسی سرت می یاد جریان شماست اون پله های پروما خدای شچم های ادم قیلی ویلی میره قربونت
mahsa mamane melody
چهارشنبه 29 آبان 1387 02:25 ب.ظ
salam khanom gol khoobi?behtar shodi?az tasavore oon sahneh man ham khandam gereft.age inja boodi hatman mardom vasat ambulance khabar mikardan.movazebe khodet bash.shad va salamat bashi
عسل
سه شنبه 28 آبان 1387 10:09 ب.ظ
ثمین جون امیدوارم زود زود خوب بشی. من از فیلم کنعان خوشم اومد خیلی ساده و آروم بود اما خوب فیلمهای بهتری هم هست.
راستی تو جدا اگه دو تا مرغ عشقو تو ماشین در حال حرکات عشقولانه ببینی برای کسی تعریف نمی کنی؟ من که سریع میرم تعریف می کنم و اداشونم در میارم که تنها خودم کیف نکرده باشم.
bahar
سه شنبه 28 آبان 1387 04:18 ب.ظ
سلام ثمین جونم . خوبی گلممم ؟؟؟ امیدوارم تو بهتر شده باشی ... من كه خود درمانی میكنم آخه هر بار با این علائم میرم دكتر همین قرصا رو بهم میده ...
برنامه نود اون شب واقعا آخرش بود . یعنی تا دوساعت دلمو گرفته بودم از خنده ...
مواظب خودت باش گلم ...
شراره مامان بردیا
سه شنبه 28 آبان 1387 03:17 ب.ظ
سلام ثمین جونم...اینو امروز آپ كردم و دارم توی كامنتدونی دوستات كپی میكنم خواهش میكنم هركسی دوست داره یه سر بزنه و اگر كمكی در زمینه مالی از دستش برمیاد انجام بده:
میگن یه دست صدا نداره ولی اگه همین یه دست یه دست جمع بشه صداش توی کل دنیا میپیچه….همه ی ما دوستای وبلاگیمون رو میشناسیم….با شادی هاشون شاد و با ناراحتی هاشون هم اندوهگین میشیم.

یه جاهایی با گذاشتن اسمایلی های خنده و قلب و این حرفا شادی خودمون رو ابراز میکنیم و گاهی اوقات با درج اسمایلی غمگین و قلب شکسته و این صحبتها ناراحتی خودمون رو بروز میدیم.

یه وقتایی باید پا رو فراتر گذاشت و واقعا به کمک و یاری رفت. درسته هویت اون دوست درحد چندتا عدد و یه IP بیشتر نیست ولی اون هم انسانه. چطور توی شادیاش میریم و خودمون رو نشون میدیم برای اینکه از تک و تا نیفتیم؟

به هرحال میخوام برای یه دوستی که هممون هم میشناسیمش و اسم خیلیامون توی کامنتدونیش ثبت شده یه آستین بالا بزنیم و بریم سراغش.لزومی نداره هویت واقعیش برامون فاش بشه. با همون ID مجازی هم میشه خیلی کارها کرد…باور کنین.

لطفاً دست به دست هم بدیم تا مشکل ساچلی نازنین حل بشه. به خودش بصورت خصوصی خبر بدین.

ممنونم
http://sacheli.blogfa.com/post-67.aspx

ثمین
سه شنبه 28 آبان 1387 01:19 ب.ظ
آره خانومی جون ! نمیدونم توی شهرما سوغاتی كم شده همه سرماخوردگی اونم ازنوع خفن سوغات میبرن ! فكركنم اگه به همین منوال پیش بره بقیه دیگه نگن التماس دعا و مشهد رفتی یادمون باش !

وای قله نشین جون شهرشمام میدونم شبای خیلی سردی داره! بیشترمواظب باش رفیق

مام شمارو دوست میداریم شلولیدی جون !
میگما تو آخرش این شكلك ماچ رو نیافتی دختر
خوب؟! بابا همینطوری نیگا میكنی كه رنگی میشی دیگه !

فدای همه ی مهربونیات آرزوی گلم
آرزو مامان آرش
سه شنبه 28 آبان 1387 10:33 ق.ظ
سلام سلام صد تا سلام
خوبی؟ قدمت روی چشم. هر موقع اراده کردی بیا خانه ما. کلی هم خوشحال میشیم :)
من هم توی مواقع مشابه کلی خنده ام میگیره و اصلاً نمیتونم خودم را کنترل کنم :))

مراقب خودت باش. بلا به دور باشه. انشاءالله هرچه زودتر خوب خوب خوب بشی. :x
شراره مامان بردیا
سه شنبه 28 آبان 1387 09:04 ق.ظ
سلاملكم...این روزا چرا ملت یا رنگی میشنیا ولو میشن.....به به مرسی از خبر خوبت برای برگشت نیروانا...بدوبدو رفتیم سلامی عرض كردیم اومدیم....وااااااای چقدر شما دوتا رو دوست دارم من ن ن ن ن ن...دیگه اینكه بقول یكی از خواننده های لس آنجلسی كه نامش بردیا میباشد: اجی مجی لاترجیبوس بوس بوووووس، ماچ موچ
قله نشین
سه شنبه 28 آبان 1387 08:16 ق.ظ
سلام و صبح عالی بخیر
اینجانب هم سرما خورده ایم و همین دیگر
ایام به کام
خانومی
سه شنبه 28 آبان 1387 02:16 ق.ظ
سلام ثمین گلم
منم دوستت دارم
من یه سرماخوردگی ملس از شهرتون واسه همه خانوداه سوغاتی آوردم و همه با آغوش باز این سوغاتی رو قبول كردن :دی

هنوزم این سرما خوردگیم ادامه داره
خداییی خیلی سرد بود شهرتونن هاا


ایشالاا تو زود خوب شی گلم
اومدم اونجا منم رفتم پروما با حال بود
جیل یبیلی هم خریدم

مواظب خودت باش خیلی باشه ؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر